{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت{1}

پارت{1}
ویو کوک:
کراواتم شل بود ، بدنم عرق کرده بود ، لیوان عرق جلوم یخش در حال اب شدن بود ، مست بودم .
×( علامت کوک)
× اه کی زنگ میزنه...
× بله مامان
¢( علامت مامان کوک)
¢ مستی کوک ؟
× نه مامان ، بگو چیشده؟
¢ امروز میتونی بعد از ظهر بیایی پیشم ؟
× نمیدونم کلاس دارم اگه شد میام .
¢ کوک سعی کن بیایی کارم مهمه ( لحن جدی)
باشه آیی گفتم گفتم و قطع کردم
× اه این داروی ضد خماری نمی‌خواد پیدا شه
یک ساعت دیگه باید کلاس باشم نمیتونم مست برم که
× باز کی زنگ میزنه
#( علامت دوست کوک )
# کوک نمی‌خوای بیایی ؟ همه اومدن
× صبر کن میام
( گوشی رو قطع کرد )
( به عنوان یه باتم داره جدی میشه 😂)
ویو تهیونگ :
عجیب نیست هنوز نیومده
قربان نمی‌خواهید دست از نگاه کردنش بردارید ؟
+ ( علامت وی )
+ خفه شو به تو ربطی نداره
دیدگاه ها (۰)

معرفی فیک : شخصیت ها : جونکوک : امگا ( باتم ) کلاس رقص داره ...

کپشنننننننبچه نظرتونه یه فیک از تهکوک بنویسم چون استعداد نوی...

چند پارتی جیمین

#قمار_سرنوشت پارت²⁹ویو لونا با صدا زنگ گوشیم از خواب پریدم ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط