{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زنی را میشناسم که

من زنی را میشناسم که
هم ظریف بود، هم محکم،
هم تکیه گاه بود،
هم تکیه دادن به شانه های مردانه را دوست داشت.
زنی که سنگفرش های یک خیابان معمولی
با خیابان های پاریس برایش فرقی نمیکرد
و حال دلش با تابش آفتاب و تماشای گیاه
و پرنده ها و کتاب ها و موسیقی خوب میشد
‌#زندگی
#عشق
#عاشقانه
#عاشقانه_خاص
#متن
#خاطره
#داست_داشتنی
#آفربنش
#ویسگون
دیدگاه ها (۸)

Lost leaves/رمان جیمین

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 147✦...................

پارت ۳۲ (هشدار زارتان زورتان🎀)کم کم اتفاقات ان شب شروع به صم...

سناریو: ماه سرخ

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

[ #𝔻𝕒𝕣𝕜_ℝ𝕠𝕞𝕒𝕟𝕔𝕖 ]The Forced Law━━━━━━⊱ ✿ ⊰━━━━━━پارتے⁶⁶انگشت...

من زنی را میشناسم که هم ظریف بود، هم #محکم، هم تکیه گاه بود،...

من زنی را میشناسم که هم ظریف بود، هم محکم، هم تکیه گاه بود، ...

من زنے را می‌شناسم ڪه هیچ‌گاه در انتظار ظهور دستے براے برآور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط