رمان:جنایت کاران
رمان:جنایت کاران
پارت:10
*ویو ا/ت*
*ا/ت وقتی بهوش اومد به صندلی بسته شده بود،سرش گیج میرفت،اما هیونجین بغلش بود*
ا/ت:من چرا اینجام؟*ضعیف*
هیونجین:هی..حالت خوبه عزیزم؟
ا/ت:عزیزم؟تهیونگ کجاست؟
هیونجین:تهیونگ قرار اعدام بشه
ا/ت:چی*داد میزنه،داره سعی میکنه طناب رو باز کنه*
هیونجین:و من و تو میتونیم زندگی بهتری شروع کنیم
ا/ت:عقلت رو از دست دادی؟تو نمیتونی اون رو بکشی
هیونجین:میتونم
ا/ت:هیونجین،لطفا نکن
هیونجین:چرا؟زنده بمونه بیشتر زجر میکشیم
ا/ت:تو به فکر خودتی
هیونجین:اگر به فکر تو نبودم دو سال پیش جونت رو نجات نمیدادم*فریاد*
ا/ت:جون تهیونگ هم نجات دادی..فقط من نبودم..
هیونجین:اره،این کار رو کردم،اما دیگه نمیتونم بزارم زنده بمونه*فریاد*
ا/ت:پس منم بکش
هیونجین:*بهش سیلی میزنه*خفه شو
ا/ت:هنوز هم مثل قبلی..
5 سال قبل
*زمانی که ا/ت و هیونجین دانشگاه میرفتن*
ا/ت:اخ،نکن*گریه*
هیونجین:میکشمش،من میکشمش*با پاش به شکم ا/ت لگد میزنه*
ا/ت:بسه،نکن،هیونجین نکن*گریه*
هیونجین:چرا؟نکنه بچه مال من نیست؟
ا/ت:هیونجین نکن،لطفا*گریه*
هیونجین:*محکم تر لگد میزنه،بعد چند دقیقه ا/ت بیهوش میشه خودشم میره میشینه*
زمان حال
ا/ت:هنوزم تو کتک زدن خوبی..کسی که به بچه خودش رحم نکرد به اونم رحم نمیکنه،اعدامش کن،اما فکر نکن باهات ازدواج میکنم
ادامه دارد...
پارت:10
*ویو ا/ت*
*ا/ت وقتی بهوش اومد به صندلی بسته شده بود،سرش گیج میرفت،اما هیونجین بغلش بود*
ا/ت:من چرا اینجام؟*ضعیف*
هیونجین:هی..حالت خوبه عزیزم؟
ا/ت:عزیزم؟تهیونگ کجاست؟
هیونجین:تهیونگ قرار اعدام بشه
ا/ت:چی*داد میزنه،داره سعی میکنه طناب رو باز کنه*
هیونجین:و من و تو میتونیم زندگی بهتری شروع کنیم
ا/ت:عقلت رو از دست دادی؟تو نمیتونی اون رو بکشی
هیونجین:میتونم
ا/ت:هیونجین،لطفا نکن
هیونجین:چرا؟زنده بمونه بیشتر زجر میکشیم
ا/ت:تو به فکر خودتی
هیونجین:اگر به فکر تو نبودم دو سال پیش جونت رو نجات نمیدادم*فریاد*
ا/ت:جون تهیونگ هم نجات دادی..فقط من نبودم..
هیونجین:اره،این کار رو کردم،اما دیگه نمیتونم بزارم زنده بمونه*فریاد*
ا/ت:پس منم بکش
هیونجین:*بهش سیلی میزنه*خفه شو
ا/ت:هنوز هم مثل قبلی..
5 سال قبل
*زمانی که ا/ت و هیونجین دانشگاه میرفتن*
ا/ت:اخ،نکن*گریه*
هیونجین:میکشمش،من میکشمش*با پاش به شکم ا/ت لگد میزنه*
ا/ت:بسه،نکن،هیونجین نکن*گریه*
هیونجین:چرا؟نکنه بچه مال من نیست؟
ا/ت:هیونجین نکن،لطفا*گریه*
هیونجین:*محکم تر لگد میزنه،بعد چند دقیقه ا/ت بیهوش میشه خودشم میره میشینه*
زمان حال
ا/ت:هنوزم تو کتک زدن خوبی..کسی که به بچه خودش رحم نکرد به اونم رحم نمیکنه،اعدامش کن،اما فکر نکن باهات ازدواج میکنم
ادامه دارد...
- ۱۲.۰k
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط