صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم
صبح از خواب بیدار شدم از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم
صبح همگی بخییییییر
خواهرم: زهر مار وحشی چته؟
داداشم: بدبخت صبح ندیده باز با کی قرار داری؟
مادرم: خدا مرگت بده بچه زهرم رفت.
بابام: اگه این این همه سالو صرف یه گوسفند میکردم الان یه گله گوسفند داشتم......
عاشق ادبیاتشونم.....
این فیلم خارجیاهمه اش الکیه بخدا
#جوک
صبح همگی بخییییییر
خواهرم: زهر مار وحشی چته؟
داداشم: بدبخت صبح ندیده باز با کی قرار داری؟
مادرم: خدا مرگت بده بچه زهرم رفت.
بابام: اگه این این همه سالو صرف یه گوسفند میکردم الان یه گله گوسفند داشتم......
عاشق ادبیاتشونم.....
این فیلم خارجیاهمه اش الکیه بخدا
#جوک
- ۸۷۷
- ۱۸ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط