{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواستم زندگی کنم، راهم را بستند

میخواستم زندگی کنم، راهم را بستند
دعا کردم، گفتند خرافات است
عاشق شدم، گفتند دروغ است
گریستم، گفتند بهانه ‌است
خندیدم، گفتند دیوانه ‌است
دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم!
دیدگاه ها (۱)

مشکلات راه مدرسه در روزهای بارانی مجبورم کرد بخاطر پاها و کف...

یادت باشه!گذشته رو اگه به دوش بكشیكمرت خم میشهولی اگه بذاری ...

همدیگر را یافتن هنر نیستهنر این است که همدیگر را گم نکنیمآدم...

سهم ما انسان ها از همدیگرآرامشی است کهبه هم هدیه میدهیم.خوشب...

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

درودددددددددددددد🫧خب چطورید؟✨این فیکشن رو هم به اتمام رسوندم...

اعتماد پارت|۱۱۶|

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط