{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادگاری از عشق

یادگاری از عشق

در کاخ رو زدم که یکی از خدمتکارا درو باز کرد

خدمتکار:سلام آقای جئون(تعظیم)

+اعلیحضرت هست

خدمتکار:بله بله بفرمایید

رفتم داخل و رفتم داخل اتاق اعلیحضرت

تق تق تق!

پهلوی:بیا تو

+سلام آقا(تعظیم)

پهلوی:به به آقای جئون یادی از ما کردی

+ببخشید مزاحم شدم

پهلوی:رسمی نباش جونگکوک تو هم مثل پسرمی بیا تو

رفتم تو و نشستم روی صندلی توی اتاق

پهلوی:میدونم برای چی اومدی؟

+برای چی؟

پهلوی:یه زیر خواب دیگه درسته؟

+اهوم

پهلوی:جونگکوک...بنظرم عاشق شو...تو نمیتونی تا ابد زیرخواب داشته باشی

+دربارش فکر میکنم بعدا

پهلوی:از من گفتن بود

تق تق تق!

پهلوی:کیه؟

نور:منم بابا

پهلوی:بیا تو

نور:سلام آقای جئون(لبخند)

+(لبخند)سلام

نور:براتون قهوه آوردم

پهلوی:مرسی عزیزم بزار همونجا

قهوه رو گذاشت و رفت

پهلوی:خب؟

+خب چی؟

پهلوی:تو که تا الان هزار تا زیرخواب داشتی دیگه چرا ازم اجازه میگیری

+ته رو نمیشناسی(پوکر)

پهلوی:(خنده)راست میگیا

قهوه رو خوردیم و گپ زدیم

"ویو فردا"

خدمتکار:ارباب آقای کیم تشریف آوردن

+بگو بیاد(سرد)

خدمتکار:چشم

×سلام

+سلام،آمارش رو جور کردی

×آره

+بیا بشین

نشست روی تخت

×خب اسمش ا.تس...

+ووی

×چیه؟

+چه اسم قش...هیچی بگو

×خب داشتم میگفتم یه مادر داره که مشکل قلبی داره برای همین تو کاواره میرقصه تا پول عملش رو جور کنه...بعدش ۲۱ سالشه

+خب همینا خوبه...میتونم بهش بگم زیرخوابم واسه یه شب باشه منم پول عمل مادرش رو میدم

×خوبه

+امشب بیا باهم بریم کاباره تا بهش بگم

×مطمئنم قبول نمیکنه

+شرط...

×اههه تو هم گیر دادی شرط رو

+خب حالا برو دیگه

×خیلی مهمون نوازی خوبی بود

+خب بمون به من چه

"ویو شب"
دیدگاه ها (۵۳)

یادگاری از عشقp¹"ویو ا.ت"لباسام رو پوشیدم و رفتم پایین*دخترم...

𝑳𝒆𝒈𝒂𝒄𝒚 𝒐𝒇 𝑳𝒐𝒗𝒆یادگاری از عشقژانر:مافیای،عاشقانه،اسماتتعداد پ...

اقای جئون p:1ویو لیا: ساعت ۹ بود مامانم با صدای بلند صدام زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط