{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

متضاد من و تو

متضاد من و تو
part 1
برگه ی کوچکی در هوا تاب میخورد بخواطر بادی که میوزید به این طرف و ان طرف به پرواز در می امد دخترک همانطور که میدوید مواظب کتاب هایی که در دستانش جاگرفته بودند ,بود چند باری موهایش جلوی چشمانش را گرفتند تا او نتواند بدود ولی او متوقف نشده بود وبخواطر همین میکم با فردی برخورد کرد صدای چند نفر که معلوم بود از این وضع ناراضی هستند به گوش میرسید ولی کلمه ای از دهان شخصی که بااو برخورد کرده بود نشنید وقتی سرش را بلند کرد کسی را دید که موهایی دورنگ دارد وچشمانی همانند خاکستر
اویل فکر کرد آن شخص زن است
ولی پس از دقت فراوان متوجه مرد بودن او شد پس از به یاد اوری اتفاق سرش را به راست وچپ گردانید ودراخر برگه را در دست مرد دید کتابش را باز کرد و مدادش رابیرون اورد مرد متوجه کار های او نمی شد پس به دقت اورا نگاه کرد کتاب را جلوی صورت پسر گرفت در برگه چیزی این چنین نوشته بود "گومن می شود ان برگه را به من بدهید ؟بخواطر گرفتن ان شما بر زمین افتادید گومن ""کسی از بین کارکنان گفت
_ او لال است
فرد سرش را برگرداند و به کارکن خیره شد سپس بلند شه و دخترک را هم بلند کرد وبرگه را به اوداد
دوباره دخترک نوشت
+میشود برای معذرت خواهی به این ریتوذگرا ن بیایید وقبل از اینکه حرفی زده شود انجا را ترک کرد
قطعا باید قبول میکرد اما چگونه ؟
با آن همه کار که منتظرش بودند؟
دیدگاه ها (۰)

دختره

bang bang

خوب اینم تکو هست

چند تا عکس از جونو ببینیم.

Ȼønꝗᵾɇɍɇđ ħɇȺɍŧ "قلب تسخیر شده"𝑃𝑎𝑟𝑡 𝟐𝟔════‌════‌════‌════‌═_...

دلبرمن!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط