{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر روزی

یک نفر روزی
گذاشت
و
رفت
بی دغدغه
برای زندگی اش کاری ‌بکند
دیگری هر روز
برداشت
و
ماند
که هی بمیرد
و با عکسی خاطره بازی بکند...
دیدگاه ها (۱)

رو به غروب پیش خودم فکر می کنمخوشبخت،کودکی که به دنیا نیامده...

به سرش روسری آبیٖ و صورت چون ماه آسمانی تر از این عشق چ...

چشم من در حسرت موی بلندش ماندهچوندلبرم خیلے حجابش ...

از خواب که برخیزم اول تو به یادم آیی♥️

🍃🌼هر روز صبح که چشم می‌گشایی ،یعنی قرار است که باشی ...🌼🍃🍃🌼ی...

ناپلئون گمشده (فصل اول)

خانه تو ... رسالت تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط