کافیست تصورت کنم

کافیست تصورت کنم ...
قلم خودش ،
عاشقانه می نویسد ...!!!
دیدگاه ها (۳)

چه قدر رؤیای توواقعی تر از زندگی ستلبخندتباران را بند می آور...

دلتنگی آدم را به خیابان می کشددلتنگم !و مردم نمی فهمندقدم زد...

هرگز نباید بخـــــشید، ڪسی را‌ کہ به دروغ تو را ڪنارِ دلش نگ...

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه برگی از باغچه ی شعر بچ...

این کوزه چو من عاشقِ زاری بوده‌ست💚در بندِ سرِ زلفِ نگاری بود...

چیست در گردش جادویی چشمت که هنوزقلم فرشچیان دور خودش می چرخد...

کافیست صبح که چشمانت را باز میکنی لبخندی بزنی... صبح که جای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط