Forced Marriage
Forced Marriage
Part 58
چند ثانیه سکوت شد
تهیونگ هنوز نگاهم میکرد
ـ جنا
ـ من نمیدونم از کی شروع شد
نگاهم روی صورتش موند
ـ نمیدونم از کدوم لحظه دیگه برام فقط یه قرارداد نبودی
نفسش رو آروم بیرون داد
ـ ولی وقتی اتفاقی برات افتاد
ـ وقتی فکر کردم ممکنه از دستت بدم
مکث کرد
ـ فهمیدم نمیخوام زندگیای که کنار تو ساختم تموم بشه
چیزی نگفتم
چون هیچ وقت فکر نمیکردم تهیونگ این حرفها رو بزنه
ـ من اولش فقط میخواستم این شش ماه تموم بشه
ـ ولی الان...
نگاهش رو پایین انداخت
ـ الان نمیخوام بری
چند لحظه سکوت بینمون بود
بعد آروم گفتم
+تهیونگ
نگاهم کرد
+تو مطمئنی؟
+این فقط به خاطر اتفاقاتی که افتاد نیست؟
چند ثانیه فکر کرد
ـ مطمئنم
ـ چون حتی قبل از اون اتفاقها هم
ـ وقتی دیر میکردی نگران میشدم
ـ وقتی ناراحت بودی متوجه میشدم
ـ وقتی میخندیدی حالم بهتر میشد
برای اولین بار
تهیونگ همه چیز رو بدون پنهان کردن گفت
و من فهمیدم
اون آدم سردی که روز اول دیدم
خیلی وقت بود تغییر کرده بود
وکیل نگاهی به ما انداخت
پس تصمیم شما چیه؟
تهیونگ به من نگاه کرد
این بار منتظر جواب من بود
نه مثل روز اول که همه چیز رو خودش تصمیم میگرفت
لبخند کوچیکی زدم
+فکر کنم...
+ما هنوز یه حرف ناتموم داریم
تهیونگ برای اولین بار لبخند زد
و اون برگههایی که قرار بود پایان ما باشن
همونجا روی میز موندن
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
Part 58
چند ثانیه سکوت شد
تهیونگ هنوز نگاهم میکرد
ـ جنا
ـ من نمیدونم از کی شروع شد
نگاهم روی صورتش موند
ـ نمیدونم از کدوم لحظه دیگه برام فقط یه قرارداد نبودی
نفسش رو آروم بیرون داد
ـ ولی وقتی اتفاقی برات افتاد
ـ وقتی فکر کردم ممکنه از دستت بدم
مکث کرد
ـ فهمیدم نمیخوام زندگیای که کنار تو ساختم تموم بشه
چیزی نگفتم
چون هیچ وقت فکر نمیکردم تهیونگ این حرفها رو بزنه
ـ من اولش فقط میخواستم این شش ماه تموم بشه
ـ ولی الان...
نگاهش رو پایین انداخت
ـ الان نمیخوام بری
چند لحظه سکوت بینمون بود
بعد آروم گفتم
+تهیونگ
نگاهم کرد
+تو مطمئنی؟
+این فقط به خاطر اتفاقاتی که افتاد نیست؟
چند ثانیه فکر کرد
ـ مطمئنم
ـ چون حتی قبل از اون اتفاقها هم
ـ وقتی دیر میکردی نگران میشدم
ـ وقتی ناراحت بودی متوجه میشدم
ـ وقتی میخندیدی حالم بهتر میشد
برای اولین بار
تهیونگ همه چیز رو بدون پنهان کردن گفت
و من فهمیدم
اون آدم سردی که روز اول دیدم
خیلی وقت بود تغییر کرده بود
وکیل نگاهی به ما انداخت
پس تصمیم شما چیه؟
تهیونگ به من نگاه کرد
این بار منتظر جواب من بود
نه مثل روز اول که همه چیز رو خودش تصمیم میگرفت
لبخند کوچیکی زدم
+فکر کنم...
+ما هنوز یه حرف ناتموم داریم
تهیونگ برای اولین بار لبخند زد
و اون برگههایی که قرار بود پایان ما باشن
همونجا روی میز موندن
#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
- ۵۴۲
- ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط