توکیو ریونجرز
توکیو ریونجرز🚬
موضوع:اگه ما ناخواسته از اونا بخاطر یه رابطه یک شبه حامله بشیم، و مخفیانه بخوایم بچشونو سقط کنی_(از قسط حاملمون کرد_)
(هایتانیا و پلنگ صورتی)
ران هایتانی:وقتی ازش حامله شدی، دیگه هیچ امیدی به زندگی نداشتی، رفته بودی بالا پشت بوم که خودتو بندازه پایین یهو میاد از پشت کمرتو محکم میگیره و میگه
::اجازه نمیدم چیزی که مال منه رو نابود کنی
و خب...تا زمان به دنیا اومدن بچه،تو یه اتاق بدون پنجره میندازتت،در رو روت قفل میکنه، شب ها و صبح ها هم خودش میاد برات غذا میاره که اگه دختر خوبی نباشی غذا رو بزور میریزه تو حلقت_
ریندو هایتانی:این یارو وقتی میفهمه حامله ای و طوری رفتار میکنی انگار مشکلی ندلری، میفهمه چی تو سرته.اصلا تنهات نمیذاره ولی وقتی میخواستی قرص ضد حاملگی بخوری اروم از پشت میاد در گوشت زمزمه میکنه
::فکری که تو سرته رو بیرون کن.اگه آسیبی به اون برسه، خودم دوباره دست به کار میشم و مطمعن باش اینبار چند قلوئه
_______
سانزو آکاشی:صبح که از خواب پا میشی میبینی تنهایب، حالت تهوع داری و میری دستشویی، دلت درد میکرد، همینطور یهویی زد به سرت، بی بی چک برداشتی و تست گرفتی که بعله مثبت بود.همون لحظه تا میخواستی قرص ضد حاملگی بخوری، یهو با موهای خیس و حوله دور کمر از در میاد داخل و پشت سرت می ایسته، اروم دستشو میزاره رو دستت که قرص توشه.و در گوست اروم در حالیکه نفس های گرمش میخوره به گردنت زمزمه میکنه
::نمیذارم بچمو بکشی، تو ملدرشی، نکنه میخوای یه مادر قاتل بشی؟ پاتو از خط قرمز رد کن تا اون بچه رو به چنتا تبدیل کنم و ازادیتو ازت کاملا محروم کنم.پس ادم باش و مثل یه خانوم بالق بچه ای که تو شکمته رو دوست داشته باش.قرصو بده به من
موضوع:اگه ما ناخواسته از اونا بخاطر یه رابطه یک شبه حامله بشیم، و مخفیانه بخوایم بچشونو سقط کنی_(از قسط حاملمون کرد_)
(هایتانیا و پلنگ صورتی)
ران هایتانی:وقتی ازش حامله شدی، دیگه هیچ امیدی به زندگی نداشتی، رفته بودی بالا پشت بوم که خودتو بندازه پایین یهو میاد از پشت کمرتو محکم میگیره و میگه
::اجازه نمیدم چیزی که مال منه رو نابود کنی
و خب...تا زمان به دنیا اومدن بچه،تو یه اتاق بدون پنجره میندازتت،در رو روت قفل میکنه، شب ها و صبح ها هم خودش میاد برات غذا میاره که اگه دختر خوبی نباشی غذا رو بزور میریزه تو حلقت_
ریندو هایتانی:این یارو وقتی میفهمه حامله ای و طوری رفتار میکنی انگار مشکلی ندلری، میفهمه چی تو سرته.اصلا تنهات نمیذاره ولی وقتی میخواستی قرص ضد حاملگی بخوری اروم از پشت میاد در گوشت زمزمه میکنه
::فکری که تو سرته رو بیرون کن.اگه آسیبی به اون برسه، خودم دوباره دست به کار میشم و مطمعن باش اینبار چند قلوئه
_______
سانزو آکاشی:صبح که از خواب پا میشی میبینی تنهایب، حالت تهوع داری و میری دستشویی، دلت درد میکرد، همینطور یهویی زد به سرت، بی بی چک برداشتی و تست گرفتی که بعله مثبت بود.همون لحظه تا میخواستی قرص ضد حاملگی بخوری، یهو با موهای خیس و حوله دور کمر از در میاد داخل و پشت سرت می ایسته، اروم دستشو میزاره رو دستت که قرص توشه.و در گوست اروم در حالیکه نفس های گرمش میخوره به گردنت زمزمه میکنه
::نمیذارم بچمو بکشی، تو ملدرشی، نکنه میخوای یه مادر قاتل بشی؟ پاتو از خط قرمز رد کن تا اون بچه رو به چنتا تبدیل کنم و ازادیتو ازت کاملا محروم کنم.پس ادم باش و مثل یه خانوم بالق بچه ای که تو شکمته رو دوست داشته باش.قرصو بده به من
- ۱۸۹
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط