{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان اب برای گل پارت

رمان اب برای گل پارت 2
وقتی به قصر رسید به نگهبان ها گفت که او را پیش شاهزاد ببرند نگهبانا او را پیش شاهزاده بردن و وقتی به شاهزاده رسیدن شاه دختی کشور همسای یعنی کانائو تعزین کرد و گفت الاحضرت من امدم که نامزد شما باشم شاهزاده جواب داد به چه قیمتی میخوای نامزده من باشی کانائو جواب داد تا حالا هیچ کسی نتونست شمارا عاشق خودش کند و من میخواهم که شمارو عاشق خودم کنم
دیدگاه ها (۱)

رمان اب برای گل پارت 1در یک قصر یک شاهزاده بود که تاحالا عاش...

عشقم تانجیرو 🫀🎀✨

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط