دستم از آنچه تو میخواستی خالی بود

دستم از آن‌چه تو می‌خواستی خالی بود
من اما پُر بودم
از خالیِ کلامِ تو پُر بودم
دلم پُر از هوای تو کردن بود
پس هوای تو کردم
ای آسمانِ پُرپرنده‌ی آبی‌تر
ای لاجوردِ کاشیِ فیروزه
ای چشمانِ تو!

وصی پور
دیدگاه ها (۱)

این دهان باز و چشم بی‌تحرک را ببخشآن‌قدر جذابیت داری که حیرت...

از همان اول دلم را در تب و تاب آفریدخاک بود؛ اما مرا از آتش ...

دست مرا بگیر که طوفان گرفته استبا من بمان که غربت من جان گرف...

آی عشق!آی کسی که به‌نام عشق می‌شناسندت!کیستی که هوا را تازه ...

دلم هوای توکرده.......

عاشقانه های شبنم

نگاه مست و زیبایت غزل را رنگ رویا زد .. درون دفترم را عطری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط