P
P³
هانا: تو همیشه این موقع میای اما دیروز قول دادی بچه
هیون: باشه بابا اومدم
لباس هاشو عوض کرد اومد
هانا: مستر هیون بیا والیبال تا ببینیم کی میبره
هیون: قطعا من مادمازل
هانا:چه حرفا
توپ رو برداشتم و شروع کردیم به بازی نیم ساعت بازی کردیم ۴ امتیاز جلو بودم
بچه ها داشتم میومدن چون همشون رو میشناختم مجبور به سلام بودم
یوری:سللاااااممممم هانا
هانا:سلام خواهر گرامی
سوهو:سلام آجوما
جواب ندادم
سوهو:سلام بلد نیستی زنیکه(بچه ها این دونفر خیلی با هم رفیقن)
قیافه هیون رفت تو هم
هانا: سلام آجوشی ک.خل
سوهو: بعد کی گفته
هانا: من
سوهو: عن
هانا: برو بچه تا نیومدم بکشمت
سوهو : باییی(با لحن چسی)
حواسم داشت پرت میشد اختلافمون از ۴ تا به ۱ رسیده بود من ۲۴ و اون ۲۴ آخرین رو زدم و برم و افتادم زمین
هانا:من بردددددددددمممممم
...............................
حمایت!!
هانا: تو همیشه این موقع میای اما دیروز قول دادی بچه
هیون: باشه بابا اومدم
لباس هاشو عوض کرد اومد
هانا: مستر هیون بیا والیبال تا ببینیم کی میبره
هیون: قطعا من مادمازل
هانا:چه حرفا
توپ رو برداشتم و شروع کردیم به بازی نیم ساعت بازی کردیم ۴ امتیاز جلو بودم
بچه ها داشتم میومدن چون همشون رو میشناختم مجبور به سلام بودم
یوری:سللاااااممممم هانا
هانا:سلام خواهر گرامی
سوهو:سلام آجوما
جواب ندادم
سوهو:سلام بلد نیستی زنیکه(بچه ها این دونفر خیلی با هم رفیقن)
قیافه هیون رفت تو هم
هانا: سلام آجوشی ک.خل
سوهو: بعد کی گفته
هانا: من
سوهو: عن
هانا: برو بچه تا نیومدم بکشمت
سوهو : باییی(با لحن چسی)
حواسم داشت پرت میشد اختلافمون از ۴ تا به ۱ رسیده بود من ۲۴ و اون ۲۴ آخرین رو زدم و برم و افتادم زمین
هانا:من بردددددددددمممممم
...............................
حمایت!!
- ۱.۶k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط