{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P



هانا: تو همیشه این موقع میای اما دیروز قول دادی بچه

هیون: باشه بابا اومدم

لباس هاشو عوض کرد اومد

هانا: مستر هیون بیا والیبال تا ببینیم کی می‌بره

هیون: قطعا من مادمازل

هانا:چه حرفا

توپ رو برداشتم و شروع کردیم به بازی نیم ساعت بازی کردیم ۴ امتیاز جلو بودم
بچه ها داشتم میومدن چون همشون رو میشناختم مجبور به سلام بودم

یوری:سللاااااممممم هانا

هانا:سلام خواهر گرامی

سوهو:سلام آجوما

جواب ندادم

سوهو:سلام بلد نیستی زنیکه(بچه ها این دونفر خیلی با هم رفیقن)

قیافه هیون رفت تو هم

هانا: سلام آجوشی ک.خل

سوهو: بعد کی گفته

هانا: من

سوهو: عن

هانا: برو بچه تا نیومدم بکشمت

سوهو : باییی(با لحن چسی)

حواسم داشت پرت میشد اختلافمون از ۴ تا به ۱ رسیده بود من ۲۴ و اون ۲۴ آخرین رو زدم و برم و افتادم زمین

هانا:من بردددددددددمممممم

...............................

حمایت!!
دیدگاه ها (۰)

سلامممممممممن یه آرمی هستمو تویه پیجم از اعضا فعالیت می کنم ...

P⁴ویو هیونسلام هیونم و ۱۷ سالمه پدرم و از دست دادم و با مادر...

P²هانا: تو همیشه این موقع میای اما دیروز قول دادی بچههیون:ول...

P1ویو هاناسلام من هانا هستم و ۱۷ سال دارم . تو مدرسه محبوبم ...

MY DADDY...........................................P²هانا: م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط