استاد قاتل من

استاد قاتل من
پارت 5
ات، رفتم سر جام
40 دقیقه بعد
زینگگگگگ(مثلا زنگ خورد😂)
ات، آخیشششش پیش به سوی خونههه امروز آخر هفتس و وقتی زنگ خورد همه مثل این زامبیا حمله کردیم طرف در تا بریم بیرون😂
ات، رفتم و رسیدم به خونه خوب من ی خونه ی نقلی برای خودم جدا دارم و بیشتر وقتا اونجا هستم رفتم و گرفتم خوابیدم

تهیونگ، رفتم و رسیدم خونم امشب میخوام برم بار با چنتا از دوستام رفتم یچی خوردم و رفتم گوشیم و بعد خوابیدم
فلش بک به ساعت 9 شب
تهیونگ، هوممم آخیششششش(مثلا خستگی میگیره) هوو به ساعت نگاه کردم دیدم که 9 شبه رفتم حموم ی دوش 30 مینی گرفتم اومدم بیرون و موهام و خشک کردم و ی لباس پوشیدم عطرمم زدم و رفتم به سمت بار
ات، از خواب بلند شدم دیدم 9 شبه خیلی وقت بود نرفته بودم پیش سولی پس رفتم ی حموم و اومدم ی لباس پوشیدم و رفتم به سمت خونه ی سولی
خوب ی توضیحی بدم
اینجا فعلا فلش بک به قبله و الان ات ی روحیه ی نازک نارنجی داره 😂و هنوز اون دختر سرد و قلب یخی نشده توی اینجا گذشته ی ات و می‌بینید که چجوری به ی دختره سرد و هیولا تبدیل شد و اینکه بعضی وقتا به حال هم فلش بک میزنما


اینم از این گشادیم و گذاشتم کنار و فیک و نوشتم الان هم میخام برم فیک آب نبات شیرین من از جیمین و بنویسم کلا 2 تا پارت شو گذاشته بودم از اون هم همایت کنین ممنونم😁🧡❤️🧡❤️💙💙💙💜
دیدگاه ها (۰)

فیک آب‌نبات شیرین منپارت 3جیمین، داشتم کتاب میخوندم که که..ا...

پشمای زنه ریخت😂😂

فیک استاد قاتل منپارت 46 ماه بعدات ویونهههه نه نه....... ههه...

پست کم آوردم باید برم دنبال پست ها😂

جیمین فیک زندگی پارت ۶۳#

جیمین فیک زندگی پارت ۸۵#پایان فلش بکجیمین: اینجوری شد دیگهما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط