{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه ک بودیم، بستنی هایمان راگاز میزدندغوغا به پامیکردیم..

بچه ک بودیم، بستنی هایمان راگاز میزدندغوغا به پامیکردیم....! چه بیهوده بزرگ شدیم، روحمان راگاز میزنند اما... فقط لبخند میزنیم.....
دیدگاه ها (۳)

ماهیان شهر ما از کوسه ها وحشی ترند بره های این حوالی گرگ ها ...

ﻏﺮﯾﺒــــﻪ ﻫﺎ ﮐﻪ ﻫـﯿﭻ ...ﺩﻭﺳـــــــﺘﺎﻥ ﻫﻢ ﮔـﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺩ...

مقصر خود ماییم عشق را به کسانی ارزانی میکنیم که از زندگی، جز...

همیشه یک ذره حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود" هست ... ! یک کم ...

وقتی بچه بودیم آرزوی بزرگ شدن میکردیم ولی الان ک بزرگ شدیم ف...

‏بچه بودیم تکلیف عذابمون می‌داد، بزرگ شدیم بلاتکلیفی...!

من وقتی کوچیک بودم و الان چه تغیری کردم .

عالی گفتی داداش ما دهه شصتیا بچه که بودیم بزرگترا ازدواج میک...

*از وقتی لاکچری شدیم*محبت هایمان ظاهری شدند و دسته گل‌هایمان...

امروز سرآغاز ماه سپتامبره...اولین روز، از نهمین ماه میلادی.۲...

رمان عشق ممنوع

قاصدِ دلتنگیما همان بچه‌هایی بودیم که انگار تمام جهان در کف ...

رمان دخت من

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط