ی
ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊܝ̇ߺــ یܟܿـے✨
𝐩𝐚𝐫𝐭𝟏
_شروع:
سلام من ا.تم دختر دومین مافیا بزرگ کره مامانمو از دست دادم و با پدرم زندگی میکنم زندگیم خوب نیست نه اینکه پول نداشته باشیم پول هست ولی چیزی به عنوان عشق بین خانواده وجود نداره برای بابای من فقط کار کار کار مهمه نه خانوادش
سر میز شام:(علامت بابای ا.ت& خود ا.ت+)
&:ا.ت کارایی که بهت سپردم انجام شد؟؟؟
+بله پدر
&همشو انجام دادی؟مو به مو؟
+بله پدر براتون ارسال کردم
&چکش میکنم اگه کسری داشته باشه من میدونم و تو
+نگران نباشید کاملا کامله(با کمی بغض)
&نمیتونم غذامو بخورم برو بیار من چکش کنم زود تر
+پدر جان الان سر شامیم
&همین که گفتم
+چشم پدر جان
ا.ت میره و لپتابو میاره
&جقتیتزتتبتزتینیحین(پدر ا.ت در حال خوندن)
&صد بار بهت گفتممم ۱۰۰۱ تا اصلحه نه ۱۰۰۰تا
پدر ا.ت لپتابو پرت میکنه روی میز تمام غذا ها میریزه
+هیینن
&دختره نفهممم بدرد نخوررر صد بار بهت گفتم از این اشتباها نکن(عربده)
ا.ت زانو میزنه جلو پدرش
+ببخشید پدر ببخشید دیگه تکرا نمیشه(گریه)
بابای ا.ت صندلی رو پرت میکنه اونور و میره تو اتاقش
ا.ت بعد از یه عالمه گریه کردن خودشو از روی زمین جمع میکنه و به سمت اتاقش میره و تا صبح گریه میکنه
//صبح//
<خانوممم خانوم بیدار شید(خدمتکار)
+بیدارم(با صدایی گرفته)
<حالتون خوبه ؟صداتون گرفته
+خوبم چیزی نیست(با صدایی گرفته)
<باشه میاید برا صبحونه
+نه برام بیارش بالا(با صدایی گرفته)
<چشم راستی آقا گفتن شب میرید مهمونی لباستونم خودشون آماده کردن که گذاشتم جلو درتون
+باشه
ا.ت بلند میشه و میره تا لباسو برداره.....
ادامه دارد....
𝐩𝐚𝐫𝐭𝟏
_شروع:
سلام من ا.تم دختر دومین مافیا بزرگ کره مامانمو از دست دادم و با پدرم زندگی میکنم زندگیم خوب نیست نه اینکه پول نداشته باشیم پول هست ولی چیزی به عنوان عشق بین خانواده وجود نداره برای بابای من فقط کار کار کار مهمه نه خانوادش
سر میز شام:(علامت بابای ا.ت& خود ا.ت+)
&:ا.ت کارایی که بهت سپردم انجام شد؟؟؟
+بله پدر
&همشو انجام دادی؟مو به مو؟
+بله پدر براتون ارسال کردم
&چکش میکنم اگه کسری داشته باشه من میدونم و تو
+نگران نباشید کاملا کامله(با کمی بغض)
&نمیتونم غذامو بخورم برو بیار من چکش کنم زود تر
+پدر جان الان سر شامیم
&همین که گفتم
+چشم پدر جان
ا.ت میره و لپتابو میاره
&جقتیتزتتبتزتینیحین(پدر ا.ت در حال خوندن)
&صد بار بهت گفتممم ۱۰۰۱ تا اصلحه نه ۱۰۰۰تا
پدر ا.ت لپتابو پرت میکنه روی میز تمام غذا ها میریزه
+هیینن
&دختره نفهممم بدرد نخوررر صد بار بهت گفتم از این اشتباها نکن(عربده)
ا.ت زانو میزنه جلو پدرش
+ببخشید پدر ببخشید دیگه تکرا نمیشه(گریه)
بابای ا.ت صندلی رو پرت میکنه اونور و میره تو اتاقش
ا.ت بعد از یه عالمه گریه کردن خودشو از روی زمین جمع میکنه و به سمت اتاقش میره و تا صبح گریه میکنه
//صبح//
<خانوممم خانوم بیدار شید(خدمتکار)
+بیدارم(با صدایی گرفته)
<حالتون خوبه ؟صداتون گرفته
+خوبم چیزی نیست(با صدایی گرفته)
<باشه میاید برا صبحونه
+نه برام بیارش بالا(با صدایی گرفته)
<چشم راستی آقا گفتن شب میرید مهمونی لباستونم خودشون آماده کردن که گذاشتم جلو درتون
+باشه
ا.ت بلند میشه و میره تا لباسو برداره.....
ادامه دارد....
- ۲۵.۶k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط