{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است

دیگر حتی فرصت دروغ هم برایم باقی نمانده است
وگرنه چشمانم را می بستم
و به آوازی گوش میدادم
که در آن دلی می خواند
من تو را
او را
کسی را دوست می دارم !
‏حسین پناهی‬
دیدگاه ها (۱)

ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﺖ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﮔﯿﺮﺍﯾﯽ ﻣﺸﺮﻭﺏ ﻧﯿﺴﺖﺳﺎﻏﺮﻡ ﺭﺍ ﭘﺮ ﮐﻦ ﺍﯼ ﺳﺎﻗﯽ ﮐﻪ...

دلَم ڪَسی رومیخاد ڪه...وَقتی بهش میگَم خُدافِظ . بایبگه باز ...

سلام « هروقت بین دوتا انتخاب مردد بودی,شیر یا خط بنداز!مهم ن...

دلم هوس یک دوست قدیمی کردهیک رفیق شش دانگیک آرام دلکسی که ام...

هرجا و هرکجا که هستی مینویسم برای تو ای عزیزکرده .چشمانت مان...

تو را دوست دارم...آن‌قدر که اگر عشق را از فرهنگ لغت حذف کنند...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط