⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙ove⟬
⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙ove⟬
𝑃𝑎𝑟𝑡8
نویسنده=«لارا کمی بیشتر به کلارا توجه کرد و فهمید که لباسی که تن کلاراست طراحش اونه، رفت به کلارا بگه که......»
جیمین=سلام
_اوه سلام جیمین بیا بشین سر میز
^ولی اینجا که دیگه جا نیس
_اممممم یه صندلی کنار لارا خالیه میتونی اونجا بشینی
×باشه ممنون
(+) وای اون چقدر خشگل جذابه، نمیدونم چرا نمیتونم چشم ازش بردارم😭(لارا داشت زیر زیرکی نگاش میکرد که.....)
×امم چیزی شده؟
+نه ببخشید چیزی نشده
×ام اسم من جیمینه اسم تو چیه؟
+امم منم.....
کلارا=اوه بچه ها راستی جیمین آشپز خیلی خوبمونه(پرید وسط حرف لارا)
_بچه ها اون آشپزیش حرف نداره
×ممنونم
نویسنده=«اونا کمی غذا و نوشیدنی خوردن و بعد لارا،ا.ت و لونا به سمت خونه هاشون حرکت کردن.»
..........
(ویو خونه لارا)
.........
_________
پارت هشتم خوب شده؟ 🥺
𝑃𝑎𝑟𝑡8
نویسنده=«لارا کمی بیشتر به کلارا توجه کرد و فهمید که لباسی که تن کلاراست طراحش اونه، رفت به کلارا بگه که......»
جیمین=سلام
_اوه سلام جیمین بیا بشین سر میز
^ولی اینجا که دیگه جا نیس
_اممممم یه صندلی کنار لارا خالیه میتونی اونجا بشینی
×باشه ممنون
(+) وای اون چقدر خشگل جذابه، نمیدونم چرا نمیتونم چشم ازش بردارم😭(لارا داشت زیر زیرکی نگاش میکرد که.....)
×امم چیزی شده؟
+نه ببخشید چیزی نشده
×ام اسم من جیمینه اسم تو چیه؟
+امم منم.....
کلارا=اوه بچه ها راستی جیمین آشپز خیلی خوبمونه(پرید وسط حرف لارا)
_بچه ها اون آشپزیش حرف نداره
×ممنونم
نویسنده=«اونا کمی غذا و نوشیدنی خوردن و بعد لارا،ا.ت و لونا به سمت خونه هاشون حرکت کردن.»
..........
(ویو خونه لارا)
.........
_________
پارت هشتم خوب شده؟ 🥺
- ۴۵۰
- ۲۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط