عشق دردناک²
عشق دردناک²
p¹³
+خواهشا منو ددی صدا نکنید!و ایشون خانم این عمارت و جئون ا.ت هست
÷؛*چییییی؟
*ددی داره شوخی میکنه
_شوخی نداره(سرد).
*خفه شو هرزه
کوک رفت جلوش و یه کشیده بهش زد
+آخرین بارت باشه با زنم اینجوری صحبت میکنی لونااااا(عصبی و داد)
$دخترممم
_ها؟کیه؟اجومااااا
رفتم بغل اجوما که بوسه های ریزی روی صورتم میذاشت
$دخترم میدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود
_اجوما منم
+سلام اجوما
$سلام پسرم
$چی میل دارید ارباب؟
+دو تا قهوه
از بغل اجوما دراومدم و رفتم توی اتاقم
_وااا چرا لباسام روی تخته...چقدر اتاقم بهم ریختس
+در نبود تو اینجوری بوده
_...آها
+راستی اینجا دیگه اتاقت نیست اونجا اتاقته(اشاره)
_اونجا که اتاق تو...
+زنو شوهرا باهم میخوابن مگه نه؟
_اونجور که میدونم منو تو باهم...
+اینو دیگه نگو باشه؟
_باشه...میگم که کوک من...
ادامه دارد...
p¹³
+خواهشا منو ددی صدا نکنید!و ایشون خانم این عمارت و جئون ا.ت هست
÷؛*چییییی؟
*ددی داره شوخی میکنه
_شوخی نداره(سرد).
*خفه شو هرزه
کوک رفت جلوش و یه کشیده بهش زد
+آخرین بارت باشه با زنم اینجوری صحبت میکنی لونااااا(عصبی و داد)
$دخترممم
_ها؟کیه؟اجومااااا
رفتم بغل اجوما که بوسه های ریزی روی صورتم میذاشت
$دخترم میدونی چقدر دلم برات تنگ شده بود
_اجوما منم
+سلام اجوما
$سلام پسرم
$چی میل دارید ارباب؟
+دو تا قهوه
از بغل اجوما دراومدم و رفتم توی اتاقم
_وااا چرا لباسام روی تخته...چقدر اتاقم بهم ریختس
+در نبود تو اینجوری بوده
_...آها
+راستی اینجا دیگه اتاقت نیست اونجا اتاقته(اشاره)
_اونجا که اتاق تو...
+زنو شوهرا باهم میخوابن مگه نه؟
_اونجور که میدونم منو تو باهم...
+اینو دیگه نگو باشه؟
_باشه...میگم که کوک من...
ادامه دارد...
- ۱.۷k
- ۰۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط