{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه p⁴

ادامه p⁴
- تهیونگم کیم تهیونگ
× کیم تهیونگ!
- ارع
× تو پسر کیم چان هستی!؟ ( تعجب و کمی عصبی )
- آره تو از کجا بابای منو میشناسی ،؟؟
× نمی‌شناسم ( بلند شد) من باید برم باید خودت دکتری پس نیازی نیست من کمکت کنم ( سرد)
ویو
تهیونگ که هنوز تعجب کرده بود که چطوریه که امروز سه جا جونگکوک رو دیده و اول بهش کمک کرد و بعد ولش کرد رفت تازه باباش هم می‌شناخت ولی گفت نمیشناسه شاید واقعا راست میگه ولی چرا ی دفعه عصبی شد
تو همین فکر ها بود که ی لحظه به خودش اومد و دید هنوز حالش بده پس زنگ زد به رفیقش جیمین( سوپرایز👐🏻 )
یه بوق
دو بوق
سه بوق
* به به چه خبر آقای بی وفا میخواستی بمیرم بعد زنگ بزنی ها حتما کارت گیر کرده اصلا برو گمشو
-ن نه جیمین صبر کن !( بی حال)
* چی شده ته
- من من انگار تحر.یک کننده خوردم حالم بده بیا کمکم کن
* چی !کجاییی؟ حالت خوبه ؟
-بیا بار .......( ی چیز تصور کنید ) طبقه اول اولین اتاق
* اومدم
چند مین بعد ( حال ندارم/ گشادم 🌚👍🏻)
.
.
ویو
جیمین اومد و تهیونگ رو برد خونه خودش
بهش قرص کاهش دهنده داد و ....
فردا صبح.....
خمارییی

آقا سلام ازون جایی که من گشادم عه یعنی کار دارم اگه دیر به دیر پارت گذاشتم معذرت راستییی شرطا نرسیده بودااا ولی من چون مهربونم گذاشتم
آقا حمایت کنید👺
دیدگاه ها (۲)

اقا سلام اومدم بگم پیچ اصلی دارماا @anabelt

p⁴جنگکوک تهیونگ رو براید استایل بقل کرد و برد به سمت حموم و...

پارت معرفیاسم :فیک ستاره سیاهنقش اصلی:تهکوکنقش فرعی:نامعلومم...

my little mochi:part19جیمین ویو:(یک هفته بعد)یه هفته از اون ...

Rz prpr ²⁸ویو یونگی یونگی: باشه الان میام جیهوپ: زودد اماده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط