{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خلاصه دوم ایونت لایو جین 💜🙂

خلاصه دوم ایونت لایو جین 💜🙂

سلام ... مدتی گذشته ... واو ... من خیلی وقته برای اینا برنامه ریزی کردم ! آاا الان داره اجرا میشه اما چون من رفتم سربازی و برگشتم خجالتی بودنم بیشتر شده پس طبیعتا استرس دارم لطفا درکم کنید . خیلی ممنونم که اومدید . من بلاخره رسیدم خونه .... همگی خیلی دلم براتون تنگ شده بود . حس میکنم دوباره دارم از اول دبیو میکنم . همه جام داره میلرزه ! صورت ، دستام ، بدنم ...آه.ه.ه.ه این تنهایی خیلیییی سخته کجایید بچه ها؟ ( تو هر اجرا و برنامه ای نبود قاب هفت نفرشون حس میشه ) من با شما به عنوان پست های ماهانه ارتباط داشتم و همو میدیدیم . اما الان من واقعی اومدم پیشتون اونجا فکر میکردم بیام پیشتون کلی حرف دارم برا گفتن و تعریف کردن . با دیدنتون حس ارامش و انرژی زیادی دریافت کردم تشویق هاتون داره قبلمو ذوب می‌کنه. باورتون نمیشه چقد تو پشت صحنه استرس داشتم .
از خاطرات سربازی میگه:
تو ارتش خیلی ها از من کوچیک تر بودن پس من مجبورشون کردم عمو صدام کنن یه تفاوتی مثل ۱۲ سال ...( جونگکوکو کم داریم اینجا 🙂) یکی رو داشتم بهم میگفت رفتنی شدی موقع رفتنت گریه میکنم و میچسبم به پات اما نامرد نکرد اینکارو ( با ذوق و حرص خوردن، کیوت تعریف میکنه )
خلاصه ...
جین گفت : براتون چند تا چیز برنامه ریزی کردم . و روی صحفه بورد متنی نمایش داده شد که جین باید از بین چالش هایی که هست به انتخاب خودش یکی رو برداره و اجرا کنه .
بورد : با ارمی سرگرم شو . برای یه مدت طولانی هم رو ندیدن الان وقت رو دارید تا با هم خاطره بسازید از چالش های زیر انتخاب کرده و اجرا کنید .
چالش ها : smock , first snow , queen card , haidilao , night dancer, im sorry i am cute و ...

در ادامه جین با لحنی شرمانه میگفت واقعا ازم میخواید اینا رو انجام بدم ؟ وای جدی خیلی شما ها ...
و خلاصه انجام داد و بین چالش ها چالش اون خبرگزار کره که درباره گربه روی رودخونه یخی هان بود حرف میزد رو انجام داد .

ادامه در پست بعد
دیدگاه ها (۰)

ادامه لایو ایونت جین 🙂💜جین : بین همه چالش ها خیلی دوست دارم ...

ویدیو های ایونت لایو جین 💜😍

برای فستا با فالو کردن این لینک های ممبرشیپ امکان داره بتونی...

توییتر رسمی بی تی اس با نامه ای از طرف هوبی به ارمی ها 💜🙂وای...

یه فکت، دقت کردید همه ارتیستا، یه چیزی دارن برای تعریف کردن ...

#داستان_آموزنده یکی از اساتید حوزه نقل میکرد:روزی یکی از شاگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط