{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نبسته ام به کس دل، نبسته کس به من دل

نبسته ام به کس دل، نبسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من

ز من هر آنکه او دور، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آنکه نزدیک، ازو جدا جدا من

نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

ستاره ها نهفته در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من

ز بودنم چه افزود؟؟؟ نبودنم چه کاهد؟؟؟
که گویدم به پاسخ؟؟؟ که زنده ام چرا من؟؟؟
دیدگاه ها (۲)

آخرش یک شب به پایت جان خود را می دهدآن که پای چشم تو ، ایمان...

دیوانه ام ،از دست خودم سیر شدمبا هر کس همنام تو درگیر شدمای ...

تو اگر خنده کنی دل ضربان میگیرداسکلت در وسط معرکه،جان میگیرد...

چند روزی برایت شعری نسرودم نگرانممدتی هست غزلی بیتی نگفتم نگ...

تکاپو پارت 70: بارون. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آکادمی ایدن، قلعه‌یِ دانش و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط