{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخوانمت

میخوانمت...
به طعم بوسه های باران
بر حریر آبی عشق

و نقش میزنم نگاهت را
بر تندیس بیقرار دل...

هر صبح...
رویای شبانه ام لطافت واژگان توست
که میبارد بر شروع فصلهای تنهایی...

که شاید آسمان سهم مرا بیدار باران کند
در حوالی چشمهای آشنایت...

شاید کمی مرا نیز بخوانی
به لطافت باران عشق...
دیدگاه ها (۵)

این شراب یاد تو بد مست مستم میکند ...

بـے وفـا بـاشــے شـڪایـت مـےڪـنندبــاوفـا بـاشـے خـیانـت مـے...

.

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط