دختران مافیا پسران خلافکار
دختران مافیا پسران خلافکار
پارت اول
جنی دستش رو روی دست جیسو گذاشته بود و با خشم نگاش میکرد جیسو هم همینطور
جنی: دیگه نبینم دست روم بالا کنی فهمیدی؟
جیسو: من از تو بزرگ ترم پس هر کاری که دلم میخواد میکنم
جنی: رزیییی
رزی که ترسیده بود آروم آروم اومد پیش جنی
رزی: بله ج ج ج جنی
جنی: برو تفنگم رو بیار همین الان
رزی که ترسیده بود لیسا اومد و دست های جنی و جیسو رو ول کرد
لیسا: بسه دیگه یک ماهه دارین دعوا میکنین بیخیال رئیسمون بهم زنگ زده و گفته سریع بیاییم پیشش
اعضا: باشه
دخترا رفتن لباسشون رو پوشیدند و رفتن پیش رئیسشون، رئیسشون داشت یه برگه رو میخوند که تا دختر ها رو دید اون برگه رو گذاشت روی میز
رئیس: سلام دخترا
اعضا: سلام رئیس
جنی: اتفاقی افتاده که ما رو به اینجا اوردین؟
رئیس: بله البته دخترا یه پرونده جدید دارین ۷ پسر خلافکار هست که کلی قتل هم دارن که توی این برگه نوشته شده من از شما دختر ها میخوام که برام این ۷ پسر رو بگیرید و.......
رزی: بزاریمشون روی صندلی شکنجه گر تا عذاب بکشن
رئیس: بله همینطور هب دختر ها ببینم چیکار میکنید
جنی به جیسو نگاه کرد جیسو هم به لیسا نگاه کرد لیسا هم به رزی نگاه کرد رزی هم به لیسا نگاه میکرد همشون دست هاشون رو اوردن جلو
اعضا: ۱۲۳پرونده بازشد
و از رئیسشون خداحافظی کردن و رفتن خونه وقتی رسیدند خونه لباس هاشون رو در اوردن
#شب
اعضا لباس های خوابشون رو پوشیدند و رفتن رو تختشون
جنی: بچه ها بخوابین فردا میرین مئموریت
جیسو: ولی پنهان دیگران
رزی: اره
لیسا: از نظر من ما تنها دختر های مافیا این شهر هستین
جیسو: اره
و همه اعضا خوابیدند
پایان
برای پارت بعد ۵ تا لایک و میخواد بای بای
پارت اول
جنی دستش رو روی دست جیسو گذاشته بود و با خشم نگاش میکرد جیسو هم همینطور
جنی: دیگه نبینم دست روم بالا کنی فهمیدی؟
جیسو: من از تو بزرگ ترم پس هر کاری که دلم میخواد میکنم
جنی: رزیییی
رزی که ترسیده بود آروم آروم اومد پیش جنی
رزی: بله ج ج ج جنی
جنی: برو تفنگم رو بیار همین الان
رزی که ترسیده بود لیسا اومد و دست های جنی و جیسو رو ول کرد
لیسا: بسه دیگه یک ماهه دارین دعوا میکنین بیخیال رئیسمون بهم زنگ زده و گفته سریع بیاییم پیشش
اعضا: باشه
دخترا رفتن لباسشون رو پوشیدند و رفتن پیش رئیسشون، رئیسشون داشت یه برگه رو میخوند که تا دختر ها رو دید اون برگه رو گذاشت روی میز
رئیس: سلام دخترا
اعضا: سلام رئیس
جنی: اتفاقی افتاده که ما رو به اینجا اوردین؟
رئیس: بله البته دخترا یه پرونده جدید دارین ۷ پسر خلافکار هست که کلی قتل هم دارن که توی این برگه نوشته شده من از شما دختر ها میخوام که برام این ۷ پسر رو بگیرید و.......
رزی: بزاریمشون روی صندلی شکنجه گر تا عذاب بکشن
رئیس: بله همینطور هب دختر ها ببینم چیکار میکنید
جنی به جیسو نگاه کرد جیسو هم به لیسا نگاه کرد لیسا هم به رزی نگاه کرد رزی هم به لیسا نگاه میکرد همشون دست هاشون رو اوردن جلو
اعضا: ۱۲۳پرونده بازشد
و از رئیسشون خداحافظی کردن و رفتن خونه وقتی رسیدند خونه لباس هاشون رو در اوردن
#شب
اعضا لباس های خوابشون رو پوشیدند و رفتن رو تختشون
جنی: بچه ها بخوابین فردا میرین مئموریت
جیسو: ولی پنهان دیگران
رزی: اره
لیسا: از نظر من ما تنها دختر های مافیا این شهر هستین
جیسو: اره
و همه اعضا خوابیدند
پایان
برای پارت بعد ۵ تا لایک و میخواد بای بای
- ۲۷.۴k
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط