{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی از پله های هاگوارتز افتادی و پات شکسته

وقتی از پله های هاگوارتز افتادی و پات شکسته
🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚
تام ریدل:
نشون نمیده چقدر نگران شده ولی بخاطر اینکه افتادی و پات شکسته. با دامبلدور حرف میزنه تا ی فکری برای پله ها بکنه و شبا موقعی که خوابی میاد پیشت و نوازشت میکنه و خوراکی های مورد علاقه تو پیشه تخت میزاره
💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚
متیو ریدل :
وقتی فهمید چیشده سریع میره داخل درمانگاه هاگوارتز و میاد پیشت و میبینه که پات گچ گرفته و بیهوشی اروم سمتت رفت و صورتتو نوازش میکرد و میگفت کوچولویِ من باید مراقب خودت باشی و دستتو بوس کرد و تمام خوراکی های مورد علاقه تو گذاشت بغل تختت
💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚
رگیولوس بلک:
وقتی فهمید 24 ساعته پیشته و هرچیزی که میخوای برات میاره و نمیذاره به خودت سختی بدی و هرشب برات کتاب‌ های مورد علاقه تو میخونه و موقعی میخوابی بوست میکنه
💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚
دراکو مالفوی:
خودش از اینکه مراقبت نبود سرزنش میکنه و برای
همین خیلی ازت مراقبت میکرد و گل هایی که دوست داشتی هروز برات میخرید و برات هم کتاب های مورد علاقت میخرید و برات با ی شاخه گل می‌آورد و قبل خواب لباتو میبوسید
💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚
تئودورنات:
موقعی که از پله ها افتادی تئودور اونجا بود و وقتی دید افتادی خودش آروم بغلت کرد و برات درمانگاه هاگوارتز و تمام مدتی که خانوم پامفری درمانت میکرد تئو پیشت بود و تا موقعی که بهوش نیومدی ازت جدا نشد
💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚
لورنزو برکشایر:
به ندرت پیشت میومد عصبی بشه ولی وقتی عصبی میشد هیچکس جرائت نداشت حرف بزنه و حالا امروز ترکیبی از عصبانیت و نگرانی شدید داشت‌ و وقتی بهوش اومدی همش غر میزد که چرا مراقب خودت نبودی ولی با این همه خیلی نگرانت بود و برات خودش غذای مورد علاقت درست میکرد و برات می‌آورد تا بتونه حواستو از دردت بگیره
💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚🐍💚


چطور شد؟
نظراتتون بگید 🪷
لایک هم فراموش نشود💝
پستی که سنجاق کردم ببینید و درخواستی هاتون اونجا و یا اینجا زیر هر پستم که میخواید بزارید 🐍💚
دیدگاه ها (۰)

سلام درخواستی های هری پاتر یا اسلیترین ها رو تو کامنت بگید

سناریو بلولاک

Slytherin Boys:Mattheoبا دوست صمیمیت نشسته بودی و داشتی خورا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط