پارت ۱۵
پارت ۱۵
کوک چندبار دیگه به جیوو زنگ زد..
ولی گوشی جیوو آنتن نداشت
_ اه لعنتی..عهه اون جیووعههه
کوک ماشینو زد کنار و پیاده شد
_ جیوو تویی؟
جیوو دستش روی صورتش بود..یهو با صدای کوک به خودش اومد..جیوو خیس خیس بود...جیوو سریع بلند شد و کوک رو با گریه بغل کرد
_ آروم باش
جیوو آروم از بغل کوک در اومد..جیوو سرش پایین بود
_ سرتو بیار بالا
جیوو سرشو آورد بالا
_ تو دیوونه ای..چرا همینجوری از رستوران زدی بیرون
+ ببخشید..
_ نمیخواد عذرخواهی کنی
کوک جیوو رو بغل کرد و بردش تو ماشین و کتشو انداخت روی جیوو
+ کجا میریم؟
_ خونه
+ خونه کی؟
_ تو کجا دوس داری؟
ادامه در پارت ۱۶...
بخاطر عزیزکم گذاشتم🎀
خودش میدونهه
کوک چندبار دیگه به جیوو زنگ زد..
ولی گوشی جیوو آنتن نداشت
_ اه لعنتی..عهه اون جیووعههه
کوک ماشینو زد کنار و پیاده شد
_ جیوو تویی؟
جیوو دستش روی صورتش بود..یهو با صدای کوک به خودش اومد..جیوو خیس خیس بود...جیوو سریع بلند شد و کوک رو با گریه بغل کرد
_ آروم باش
جیوو آروم از بغل کوک در اومد..جیوو سرش پایین بود
_ سرتو بیار بالا
جیوو سرشو آورد بالا
_ تو دیوونه ای..چرا همینجوری از رستوران زدی بیرون
+ ببخشید..
_ نمیخواد عذرخواهی کنی
کوک جیوو رو بغل کرد و بردش تو ماشین و کتشو انداخت روی جیوو
+ کجا میریم؟
_ خونه
+ خونه کی؟
_ تو کجا دوس داری؟
ادامه در پارت ۱۶...
بخاطر عزیزکم گذاشتم🎀
خودش میدونهه
- ۵۱۲
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط