کله پوک صورتی
کله پوک صورتی✨️
پارت ۷۲ 《فصل دوم پارت ۳۲》
من از همستر میترسم جون همه جیز به دوران دوم راهنماییم برمیگرده
فلش بک به دوران راهنمایی دامیان
از زبان دامیان ،:داشتم از روی یه کوجه ی علوم رد میشدم تا سرویس بیاد برم دنبال دیترس
یه مرتیکه ای :،آهای آقای بسر اینجا محل ماعه
دامیان :برو بابا مگه محله رو خریدین اصلا میدونید دارین با کی حرف میزنین ؟من دامیان دزموند..
یو دفعه اون لاته یقه ی دامیان و گرف
لاته :اون گاز گازی 《همستر وحشی》رو بیار تن این دزمونده میخاره
و اون موقعه دامیان کلی دزد کشید
زمان حال "
انیا :اوع
دامیلن :آره همون اوع
انیا :کجا بودیم؟
لوید ت ی ذهنش :ای احمقا من فکر کردن انیا دامیان باهم قرار میزارن هییی
دامیان :بیخیالش باید ب م خونه اصلا حالم خوب نیست
انیا :اع اعا ها
دامیان :تشنج کردی برو خونتون دیگه
دیترس توی ذهنش :هیییییییی همستر بس همستر
اونها رفتن خونشون
مدرسه :
بکی :انیا جونممممم
انیا:اع بکی همراه بیدا کردی؟؟
بکی :نه
ایون که امیل و دامیان زور کرده بود که همراه اون بیان سمت بکی گفت :اهم اهم بخدا قسم که هیج همراهی بهتر از من بیدا نمیکنی
دامیان :،آره اره این ایکن ما از تو خوشش اومده
امیل :درسته
ایون :نه نه اینطور نیست اشتباه نکنین
دامیان :همین جند دقیقه بیش همین و گفتی
ایون :هیییی من نگفتم
امیل :داره دروغ میگه بابا کی میخوای اعتراف کنی؟؟؟
ایون :ای بابا یک لحظه ساکت شین ...اهم اهم خانم بلکبل ابا بیشنهاد من وقبول میکنین .؟؟؟؟
بکی :هییی بازم خوبه یه زاپاس دارم البته بیشتر شبیه زاقارته تا زاپاس
ایون :جیییییییی
انیا :اع بکی یکی رو بیدا کردی
بکی:من اون و بیدا نکردم اون من و بیدا کرد
دامیان :هی بکی ایون از تو خوشش میاد
ایون :جی جرا سوتفاهم درست میکنیی
امیل:من که این وسط تماشا جیم
و اینجوری شد هر ۵ تاشون دیر رسیدن سر کلاس 《طبق معمول》
ببخشید کم بید
سر همین یه چسه پارت پوره شدم 🗿منتظر بعدی هم باشین
پارت ۷۲ 《فصل دوم پارت ۳۲》
من از همستر میترسم جون همه جیز به دوران دوم راهنماییم برمیگرده
فلش بک به دوران راهنمایی دامیان
از زبان دامیان ،:داشتم از روی یه کوجه ی علوم رد میشدم تا سرویس بیاد برم دنبال دیترس
یه مرتیکه ای :،آهای آقای بسر اینجا محل ماعه
دامیان :برو بابا مگه محله رو خریدین اصلا میدونید دارین با کی حرف میزنین ؟من دامیان دزموند..
یو دفعه اون لاته یقه ی دامیان و گرف
لاته :اون گاز گازی 《همستر وحشی》رو بیار تن این دزمونده میخاره
و اون موقعه دامیان کلی دزد کشید
زمان حال "
انیا :اوع
دامیلن :آره همون اوع
انیا :کجا بودیم؟
لوید ت ی ذهنش :ای احمقا من فکر کردن انیا دامیان باهم قرار میزارن هییی
دامیان :بیخیالش باید ب م خونه اصلا حالم خوب نیست
انیا :اع اعا ها
دامیان :تشنج کردی برو خونتون دیگه
دیترس توی ذهنش :هیییییییی همستر بس همستر
اونها رفتن خونشون
مدرسه :
بکی :انیا جونممممم
انیا:اع بکی همراه بیدا کردی؟؟
بکی :نه
ایون که امیل و دامیان زور کرده بود که همراه اون بیان سمت بکی گفت :اهم اهم بخدا قسم که هیج همراهی بهتر از من بیدا نمیکنی
دامیان :،آره اره این ایکن ما از تو خوشش اومده
امیل :درسته
ایون :نه نه اینطور نیست اشتباه نکنین
دامیان :همین جند دقیقه بیش همین و گفتی
ایون :هیییی من نگفتم
امیل :داره دروغ میگه بابا کی میخوای اعتراف کنی؟؟؟
ایون :ای بابا یک لحظه ساکت شین ...اهم اهم خانم بلکبل ابا بیشنهاد من وقبول میکنین .؟؟؟؟
بکی :هییی بازم خوبه یه زاپاس دارم البته بیشتر شبیه زاقارته تا زاپاس
ایون :جیییییییی
انیا :اع بکی یکی رو بیدا کردی
بکی:من اون و بیدا نکردم اون من و بیدا کرد
دامیان :هی بکی ایون از تو خوشش میاد
ایون :جی جرا سوتفاهم درست میکنیی
امیل:من که این وسط تماشا جیم
و اینجوری شد هر ۵ تاشون دیر رسیدن سر کلاس 《طبق معمول》
ببخشید کم بید
سر همین یه چسه پارت پوره شدم 🗿منتظر بعدی هم باشین
- ۱۱.۷k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط