{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن یار که عهد دوستداری بشکست

آن یار که عهد دوستداری بشکست
می رفت و منش گرفته دامن در دست

می گفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد ازو مرا خوابی هست
دیدگاه ها (۱)

جانا قبول گرداناین جست و جوی ما را ...

زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکان که همیشه ترس از ترکی...

دنیا خیلی زیباتر میشد اگر مردمبه جای دخالت در زندگیمان، به د...

قاصدک ،ابرهای همه عالم شب و روزدر دلم می گریند.....

🚩 راننده اسنپی که در اوج مستی، خوابی می بیند که باعث علاقه و...

آیه_تراپی | وقتی چیزی رو از دست دادی و فقط تلخی ماجرا رو می‌...

عزیزترینم اگر کسی می‌توانست مرا نجات بدهد، آن فرد #طــو بودی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط