{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقشی از پاییز را در کوچه ها گم کرده ام

نقشی از پاییز را در کوچه ها گم کرده ام
بر هجوم خستگی هایم تبسم کرده ام

از مرورهرشبت در زیر رگبار خیال
طرح چشمان تو را باخود تجسم کرده ام

انچنان از دوری ات زار و پریشان گشته ام
بردل مجنون و بی تابم ترحم کرده ام

راهی بن بست تردیدم ندارم چاره ای
با سکوت سرد شبهایم تفاهم کرده ام

از تمام بودنت سهمم شده اشفتگی
زیرلب اوای حسرت را ترنم کرده ام

هرچه کردم راز دل مخفی کنم اما نشد
این دل درمانده را رسوای مردم کرده ام

بی تو سرگردان میان چهار فصل خاطرات
نقش این پاییز را در کوچه ها گم کرده ام....
دیدگاه ها (۱)

نقشی از پاییز را در کوچه ها گم کرده ام بر هجوم خستگی هایم تب...

نقشی از پاییز را در کوچه ها گم کرده ام بر هجوم خستگی هایم تب...

نقشی از پاییز را در کوچه ها گم کرده ام بر هجوم خستگی هایم تب...

میان دفتر ِ شعرم، مرا گم ڪردے و رفتےنوشتم بے‌تو میمیرم‌تبسم ...

میان دفتر ِ شعرم، مرا گم ڪردے و رفتےنوشتم بے‌تو میمیرم‌تبسم ...

گم می شوم هرلحظه در غوغای چشمانتازمن گرفته خواب را رویای چشم...

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

بامااطلاعات خودراافزایش دهید *تشکرازلایک و حضورتون*

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط