{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روزی میاد تو خونمون

یه روزی میاد تو خونمون
کنار هم نشستیم
یهو میبینیم دختر کوچولومون
بااصوات نامفهومی
صدامون میکنه
میریم سمتش
میبینیم دسته مبل گرفته
و رو پاهای تپلش ایستاده
تو میری سمتش
بلندش میکنی
میبوسیش
میگی قوربون عروسک بابا بشم
ک بزرگ شده میخواد راه رفتن
یاد بگیره
بعد دوتاییمون
دستاشو میگیریم
و میخوایم اولین قدمای زندگیشو
یادش بدیم
چ روزی بشه اون روز
دیدگاه ها (۳)

صدایت نمیزنم . . . نیمرخت . . . ...

زیاد فرقی نکرده . . .خودِ خودشه . . .فقط اونی که داره باهاش ...

برای بعضـــــــــــــی درد ها . . .نه میتوان گریه کرد . . .و...

عـاشـق ایـن تـیـکـہ ام :کــلاہ قــرمزۍ:_آره دیـگـہ از بـس بـ...

☆یه روزی میاد☆تو خونمونکنار هم نشستیمیهو میبینیم دختر کوچولو...

.یه روزی میاد تو خونمونکنار هم نشستیمیهو میبینیم دختر کوچولو...

.یه روزی میاد تو خونمونکنار هم نشستیمیهو میبینیم دختر کوچولو...

.یه روزی میاد تو خونمونکنار هم نشستیمیهو میبینیم دختر کوچولو...

یه روزی میاد تو خونمون کنار هم نشستیم یهو میبینیم دختر کوچول...

☆یه روزی میاد☆تو خونمونکنار هم نشستیمیهو میبینیم دختر کوچولو...

یه روزی میاد تو خونمون کنار هم نشستیم . یهو میبینیم نی نی کو...

یه روزی میاد تو خونمون کنار هم نشستیم . یهو میبینیم نی نی کو...

یه روز میاد:تو خونمون کنار هم نشستیم;یدفعه پسرمون هی از خودش...

یه روز میاد:تو خونمون کنار هم نشستیم;یدفعه پسرمون هی از خودش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط