{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چند پارتی تهبونگ p⁷

چند پارتی تهبونگ p⁷



&تو به من کمک کردی...درست وقتی که بهش نیاز داشتم...سه‌بوم....تو بهم عشقو نشون دادی....وقتی که اصلا حسش نمیکردم...وقتی داشتم کم میاوردم تو بهم کمک کردی بجنگم....سه‌بوم من تورو از ته قلبم دوست دارم....من میتونم زندگیم رو برات فدا کنم....میتونم تمام چیزی باشم که میخوای....فقط....یه فرصت دیگه بهم بده....لطفا....ترکم نکن سه‌بوم....نمیدونی فکر جدایی از تو چجور داره ذاغونم میکنه...من عاشقتم....من هیچوقت دلم نمیخواد ازت جدا شم....فقط....بعضی وقتا عقلم رو از دست میدم....لطفا....لطفا بازم مثل قبلا کمکم کن که به زندگی برگردم...من اصلا نمیتونم تورو از تو ذهنم بیرون کنم....من برای فراموش کردن تو حداقل به یک قرن نیاز دارم...سه‌بوم...من بدون تو راهمو گم میکنم...میدونم‌...میدونم حرفایی که زدم اشتباه بود....میدونم اون حرفا باهات چیکار کردن....اما سه‌بوم باور کن اونا از ته دلم نبودن...من فقط....فقط عصبی بودم....ممکنه هیچوقت منو نبخشی....اما....حداقل ترکم نکن...منو تنها نزار....من بدون تو.‌....نمیتونم...سه‌بوم....صدامو میشنوی؟...صدای فریاد هامو میشنوی؟...صدای کمک خواستن هام رو داری میشنوی؟...چرا بهم کمک نمیکنی؟...چرا به دادم نمیرسی؟*بغضی که تو حرفاش بود خنجر بزرگی رو توی قلب سه‌بوم میکاشت...شعله ی توی قلب سه‌بوم با یه جرقه از سمت تهیونگ دوباره روشن شد...دوباره درخشید‌‌...*
×*روشو برگردوند و به تهیونگ نگاه کرد*
&لطفا....التماست میکنم ارکم نکن....من...بدون تو نمیتونم زنده بمونم*پاهاش ضعیف میشن و روی زانوهاش میوفته...دستاشو جلوی صورتش میگیره تا بیشتر از این گریه نکنه...اما نمیتونست*
×تهیونگ....من....دوستت دارم...منم مثل توام‌...نمیتونم بدون تو زندگی کنم....*به سمت تهیونگ قدم برمیداره و بغلش میکنه*....
دیدگاه ها (۰)

چندپارتی تهیونگ p⁸ پارت اخر&*از اینکه سه‌بوم اون رو بخشیده ب...

بیاین چندتا مورد درباره ی دوتا پارت پایانی فیک که پایین همین...

سلام قشنگااااااامن برگشتمممممنمیدونم چند نفرتون رفتین یا چند...

سلام بچه ها چطورین؟؟نمیدونم ویسگون چه مرگش شده...هرکار میکنم...

#درخواستیوقتی باهاشون قهری ولی دلشون بغل میخوادنامجون: کیم ا...

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی وقتی توی بقلشون می‌میریم ( حرف ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط