خسته شدم
خسته شدم
همه اش از عشق سخن میگویند
این عشق چیست که اینقدر فدایی دارد ؟
اینقدر برایش اشک میریزند
حتی از جانشان نیز مایه میگذارند
حتی در روز بارانی به خاطرش خیس میشوند و بدون چتر چون دیوانه ها بی هدف قدم میزنند
گاهی هم سر از ناکجا آباد درمیایند
آنقدر که خود را غرق این کلمه ی سه حرفی میکنند
از کسی پرسیدم عشق چیست
خیره نگاهم کرد
گویا این هم یکی از عوارضش بود
از عشق هیچ نفهمیدم جز اینکه
عشق دلبستگی میاورد و
مرضی نا علاج است که مرهمش در هیچ عطاری پیدا نمیشود
راستی عشق چیست ؟
همه اش از عشق سخن میگویند
این عشق چیست که اینقدر فدایی دارد ؟
اینقدر برایش اشک میریزند
حتی از جانشان نیز مایه میگذارند
حتی در روز بارانی به خاطرش خیس میشوند و بدون چتر چون دیوانه ها بی هدف قدم میزنند
گاهی هم سر از ناکجا آباد درمیایند
آنقدر که خود را غرق این کلمه ی سه حرفی میکنند
از کسی پرسیدم عشق چیست
خیره نگاهم کرد
گویا این هم یکی از عوارضش بود
از عشق هیچ نفهمیدم جز اینکه
عشق دلبستگی میاورد و
مرضی نا علاج است که مرهمش در هیچ عطاری پیدا نمیشود
راستی عشق چیست ؟
- ۳۳۰
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط