{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مولای غریب ما

مولای غریب ما
این روزهای اسارت عمه جانتان زینب
مرحمی بر زخم آن قلب پریشانش شمایی
آقا جان نگذارید نگاهش بر نیزه و
خورشید سر نیزه بیفتد
آخر
چوب محمل دوباره
پیشانی اش را زخمی می کند

امان از دل زینب
امان از دل زینب. ..
دیدگاه ها (۲)

شب جمعه و زینب در اسارت دلم دارد خدا میل زیارتطلب کن قبر شش ...

أیْـنَ بَـقـیَّـةَ ألـلّٰـه....؟؟.شاید در بیابانی است و سر ب...

آقا جان ...میدانیم این چند روزمیزبان عزاداران جد غریبت بوده...

هنوز خورشید بوسه می زندبر پیکرهای مطهر شهدای کربلاسه روزآسما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط