بر دل ما تیر بلا می بارد از نگهی
بر دل ما تیر بلا می بارد از نگهی
عشوگری کشته مرا با چشم دل سیهی
برنگهی جان بازم چشمتوای رعنایم
دل من تو به یک نگهت جانا شیدا کردی
زشرار نگه بدلم شوری بر پا کردی
به یکی ساغرشد دل ودین ازدستم
چه بجانم کردی که چنین سرمستم
به تو رو آوردم ز همه بگسستم
زجهان بگذشتم به توچون پیوستم
عشوگری کشته مرا با چشم دل سیهی
برنگهی جان بازم چشمتوای رعنایم
دل من تو به یک نگهت جانا شیدا کردی
زشرار نگه بدلم شوری بر پا کردی
به یکی ساغرشد دل ودین ازدستم
چه بجانم کردی که چنین سرمستم
به تو رو آوردم ز همه بگسستم
زجهان بگذشتم به توچون پیوستم
- ۳۴۸
- ۰۹ تیر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط