{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطراتی مانده پنهان در دلم از داغ عشق

خاطراتی مانده پنهان در دلم از داغ عشق


هر نفس گویی نمک بر زخمِ جانم می زند
دیدگاه ها (۱)

آب دستت داری زمین بگذار و بیا...می خواهم ببوسمت...تنگ غروب ا...

چشمهای سرکشت را دوست دارم عشق مندل به خط استوای داغ لب هایم ...

در نگاه منیک خروار دلتنگی ستهای... !این بود مزد عشق...

انگشتانت ....سمفونی هفتم عشق ست .... میان گیسوانم .......

بر مزارت امدم ، جان از غمت لبریز شد افتابی داغ و سنگی داغ و ...

«آقاجان…دلم بی‌تو نفس نمی‌کشد.بیا مولا…دلتنگی جانم را می‌گیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط