{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشق اون روزیم که

عاشق اون روزیم که

دخترم از مهدکودک بیاد

تند تند سلام کنه

بعد بگه:

" فلدا تَفَلُد دوْشْتَمہ "

یه ذره مکث کنه

بعد موهاشو بکشه

پاهاشو بکوبه زمین و بگه:

" حالا شْی بوپوشَم "
دیدگاه ها (۱۲)

پارت ۱۷ : خب فکر کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

سناریو شوگا پارت اخر1 ماه از اون شب گذشتهیچ خبری از بحث و جد...

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

سناریو🥂

علامت ا/ت:○ علامت دیگران:_ #سکوت_سرخ_پارت_دهم بعد از اون گ...

spy x love

### پارت ۵: نجوایِ صلح در قلبِ تاریکیهنوز لرزشِ دست‌هام بند ...

تقریباً یک هفته از شنیدن خبر اینکه نمیتونه بچه دار بشه باهاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط