ددی من
ددی من☆
پارت۴
*شب*ویو ا.ت:هی رعد و برق میزد خیلی ترسیده بودم و نمیدونم برم پیش چان یا نه ولی زنگ زدم بهش
_الو*بم*
+سلام چان
_چیشده؟
+هیچی راستش.....میترسم
_از چی؟
+رعدوبرق
_بیام پیشت؟
+اوهوم
_باشه الان میام اونجا
+ممنونم
اومد و در رو باز کردم
+ممنون که اومدی
_خواهش میکنم
+بیا بریم
_بریم
رفتیم بالا بازم میترسیدم و میلرزیدم که چان بغلم کرد سرم رو روی سینش گذاشت و سرم رو نوازش میکرد
_خیلی میترسی؟
+اوهوم خیلی
_اشکال نداره
توی بغلش یکم کمتر میلرزیدم که یهو منو بوسید خیلی سرخ شده بودم که یکم باهاش همراهی کردم
آقا بس
پارت۴
*شب*ویو ا.ت:هی رعد و برق میزد خیلی ترسیده بودم و نمیدونم برم پیش چان یا نه ولی زنگ زدم بهش
_الو*بم*
+سلام چان
_چیشده؟
+هیچی راستش.....میترسم
_از چی؟
+رعدوبرق
_بیام پیشت؟
+اوهوم
_باشه الان میام اونجا
+ممنونم
اومد و در رو باز کردم
+ممنون که اومدی
_خواهش میکنم
+بیا بریم
_بریم
رفتیم بالا بازم میترسیدم و میلرزیدم که چان بغلم کرد سرم رو روی سینش گذاشت و سرم رو نوازش میکرد
_خیلی میترسی؟
+اوهوم خیلی
_اشکال نداره
توی بغلش یکم کمتر میلرزیدم که یهو منو بوسید خیلی سرخ شده بودم که یکم باهاش همراهی کردم
آقا بس
- ۱۱.۷k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط