{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به یک پلک تو می بخشم تمام روز و شبها را

به یک پلک تو می بخشم تمام روز و شبها را
که تسکین می دهد چشمت غم جانسوز تبها را

بخوان! با لهجه ات حسی عجیب و مشترک دارم
فضا را یک نفس پر کن به هم نگذار لبها را

به دست آور دل من را چه کارت با دل مردم!
تو واجب را به جا آور رها کن مستحبها را

دلیل دل خوشیهایم! چه بغرنج است دنیایم!
چرا باید چنین باشد؟ نمی فهمم سببها را

بیا این بار شعرم را به آداب تو می گویم
که دارم یاد می گیرم زبان با ادبها را

غروب سرد بعد از تو چه دلگیر است ای عابر
برای هر قدم یک دم نگاهی کن عقبها را
#mo30bat
دیدگاه ها (۹۴)

امان از این بوی پاییزی,و آسمان ابری,که آدم نه خودش میداند در...

هر وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکستعهد و پیمانی که روزی با...

مولا جان ! ای امام تنها و رانده شده از دلهاما ای گل اگر خا...

امـــــــــروز آبـــــــ شــــــرمندهـ عبـــــــــاسـ (ع) شـ...

بوسه ام داغ است و بی پروا، کجا بگذارمش؟روی لبها یا که بازو ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط