{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گل خونی

گل خونی
پارت 1
تهیونگ خانواده شو از دست میده  توی تصادف تا چند سال افسرده بوده  مردم میگفتن تو مقسر مرگ پدر مادرتی بعد از شنیدن این حرفا افسردگیش بدتر میشع
یک روز تصمیم میگیره بره کافه اونجا  میره یک قهوه بگیره و اونجا از گارسون مهربان خوشش میاد ولی نمیدونه اسم اون گارسون چیه وقتی تهیونگ تصمیم می‌گیره بره از گارسون اسم شو بپرسع گوشی گارسون زنگ میخوره  گارسون با عجله میرع خونش تهیونگ هم میره عمارت و به خدمت کارش میگه لبتاب منو بیار وخدمت کار  گفت : چشم رییس
و خدمت کار لبتاب تهیونگ رو میده بهش و اطلاع گارسون رو در اورد

جونگکوک وقتی گوشیش توی کافه زنگ خورد پشت گوشیش پدر خواندش بود وگفت سریع بیا خونه کار ت دارم جونگکوک ترسیده بود داشت فکر میکرد چه کاری باهاش داره  جونگکوک رسید خونه  و پدر خواندش گفت کجا بودی با خودت چی فکر کردی که بدون اجازه من میری بیرون و گفت برو توی اتاق کارت دارم و
جونگکوک م ...مم...من فقط چند ساعت رفتم بیرون کار داشتم ( با ترس)
پدر خواندش ارع جون خودت ( پوز خند کثیف )
و رفت توی اتاق  پدر خواندش تا جایی که تونست جونگکوک رو کوتک زد و بدن جونگکوک کبود شده بود و بدنش درد میکرد
10 لایک
دیدگاه ها (۱)

بی تی اس 💜

اخدا جونگکوک

اسم : گل خونی ژانر: مافیایی، جنایی، عاشقانه، شکنجه ای، درام،...

جونگکوک

عشق اجباری (پارت 1۶)

ڣیک ﭾدید: آڛلحـهہ۾؏ڕڣیاین داستان درمورد یه دختر پسره کاملا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط