{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی

-چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانی
هر چه برگم بود و بارم بود
هر چه از فر بلوغ گرم تابستان و میراث بهارم بود
هر چه یاد و یادگارم بود
ریخته ست

چون درختی اندر اقصای زمستانم 
ریخته دیری ست 
هر چه بودم یاد و بودم برگ

#مهدی_اخوان_ثالث

️
دیدگاه ها (۱)

نزدیک پاییز است

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت بیست‌ویکم: خلع‌سلاحِ...

‌چون درختی در صمیم سرد و بی‌ابر زمستانیهرچه برگم بود و بارم ...

چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانیهر چه برگـــــم بود و ...

چون درختی در صمیم سرد و بی ابر زمستانیهر چه برگم بود و بارم ...

چون درختی اندر اقصای زمستانمریخته دیری ستهر چه بودم یاد و بو...

تو بودی چون بهار بودمبهاری پر زگل بودمتو رفتی ریشه ام خشکیدب...

ترجمه‌ی شعرهایی از ژنرال پاییز

ساندویچ خوشمزه.گیاه خوارهای عزیز بشتابید که یه ساندویچ خوشمز...

باز باران،با ترانه،با گهر های فراوانمی خورد بر بام خانه.من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط