دلم گرفته ببین گریه در کمین من است
دلم گرفته ببین گریه در کمین من است
حدود شانه ی تو مرز سرزمین من است
.
اگر به سنگ ببارم شکوفه خواهد داد
که اشک وام گرانی بر آستین من است
.
هزار کودک زخمی، هزار واژه ی خرد
همین چکامه ی خاموش هم جنین من است
.
کجاست راه فرارم؟ مسیر فرعی کو؟
به دور روی تو گشتن اصول دین من است
.
بگو چگونه بگویم؟ کلام کافی نیست
که قل اعوذ برب الفلق یقین من است
.
کجا بدون تو باشم؟ کجا از عشق نمیرم؟
که دست حادثه هر لحظه در کمین من است
حدود شانه ی تو مرز سرزمین من است
.
اگر به سنگ ببارم شکوفه خواهد داد
که اشک وام گرانی بر آستین من است
.
هزار کودک زخمی، هزار واژه ی خرد
همین چکامه ی خاموش هم جنین من است
.
کجاست راه فرارم؟ مسیر فرعی کو؟
به دور روی تو گشتن اصول دین من است
.
بگو چگونه بگویم؟ کلام کافی نیست
که قل اعوذ برب الفلق یقین من است
.
کجا بدون تو باشم؟ کجا از عشق نمیرم؟
که دست حادثه هر لحظه در کمین من است
- ۲۳۵
- ۱۰ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط