{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترانه گفت : برقصم به روی لبهایت؟

ترانه گفت : برقصم به روی لبهایت؟
ستاره گفت: بتابم بر اوج شبهایت ؟

بهار گفت بیایم به ابر امر کنم
زلال لطف بپاشد به سوز تبهایت؟

اجازه هست بمیریم اگر دل تو گرفت
و نقل شعر بپاشیم بر طربهایت؟

چه رعد و برق بهارانه ای پس از باران
دل رحیم تو و آن به آن غضبهایت

چه وقت می رسد آن خوش حساب امر کند
بیا و باز بگیر از لبم طلبهایت

به شعر من نظر اندازد و بفرماید
پسندآمده در خاطرم ادبهایت

عجیب نیست اگر سِحر می کنی با شعر
منم دلیل نجیب همه عجب هایت
دیدگاه ها (۳)

دلم تنگ است و میدانم تو دیگر برنمیگردی بمانم هرچه خیره پشتِ ...

پاییز رسید و خبر از مهر لبت نیستدر کوچه ی بن بست، صدای قدمت ...

نیستی دلگیرم از تکرار این تکرارهادردها یکریز می ریزند از این...

می چرخد این دهن به دهن: "عاشق ِ توام"پیچیده توی شهر؛ که من ع...

خانه حریری، تبریز یاشاسین تبریز یاشاسین آذربایجان شرقی ✌🏻🇮🇷#...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط