{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﻭ ﺣﻠﻘﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ...

ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﻭ ﺣﻠﻘﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ...

ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺸﺖ...

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺳﺪ، ﻣﯽ ﺷﻨﻮﯼ؟...

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﻏﺮﻭﺏ ، ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ...!
دیدگاه ها (۱)

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غم...

آیا میدونستید وقتی لبهاتون رو غنچه کنید دماغتون گشاد میشه؟! ...

ممکن است شاهزاده ام را پیدا کنم، اما پدرم همیشه پادشاه من خو...

زندگی هیچ وقت اندازه تن ما نشد حتی وقتی خودمان بریدیم و دوخت...

‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌...

#سخن_خدا ﻣِﻦَ ﺍﻟْﻤُﺆْﻣِﻨِﻴﻦَ ﺭِﺟَﺎﻝٌ ﺻَﺪَﻗُﻮﺍْ ﻣَﺎ ﻋَﺎﻫَﺪُﻭﺍ...

ﻫﺮﮔﺰ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺯﺧﻢ ﻧﺰﻧﯿﺪ؛ ﭼﻮﻥ ﮔﻮﺷﻪ ﻗﻠﺐ ﺧﺪﺍ ﺯﺧﻤﯽ ﻣﯿﺸﻮﺩ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط