{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﻭ ﺣﻠﻘﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ...

ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﻭ ﺣﻠﻘﻪ ﻃﻨﺎﺑﯽ ﺩﺭ ﻣﺸﺖ...

ﺑﺎ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺸﺖ...

ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺮﺳﺪ، ﻣﯽ ﺷﻨﻮﯼ؟...

ﺩﯾﺮﻭﺯ ﻏﺮﻭﺏ ، ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ...!
دیدگاه ها (۱)

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غم...

آیا میدونستید وقتی لبهاتون رو غنچه کنید دماغتون گشاد میشه؟! ...

ممکن است شاهزاده ام را پیدا کنم، اما پدرم همیشه پادشاه من خو...

زندگی هیچ وقت اندازه تن ما نشد حتی وقتی خودمان بریدیم و دوخت...

#حکایت_قدیمی ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮﺵ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺑﺎﻏﺒﺎﻧﯽ ﻭ ﺑﯿﻞ ﺯﺩﻥ ﮔﺬ...

متنی بسیار زیبا از نیما یوشیج ﮐﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖﺩﻭﺳﺖ ...

#سخن_خدا وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط