روح و تن و این جسم من
روح و تن و این جسم من
از با تو بودن خسته است
قهر کردن چشم های تو
درها به رویت بسته است
ما را ملالی نیست یار
عمری دلم شکسته است
من ابر شوم باران شوی
این دل هنوزم تشنه است
عمری رها کردی منو
چون یاد یاران رفته است
این تشنگی را جمع کن
چون اب باران چشمه است
از با تو بودن خسته است
قهر کردن چشم های تو
درها به رویت بسته است
ما را ملالی نیست یار
عمری دلم شکسته است
من ابر شوم باران شوی
این دل هنوزم تشنه است
عمری رها کردی منو
چون یاد یاران رفته است
این تشنگی را جمع کن
چون اب باران چشمه است
- ۱.۵k
- ۰۸ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط