نه دریادار موفق بود نه دریابان
.
🔴 نه دریادار موفق بود نه دریابان!
🔹خرداد ۱۴۰۲، با حکم شهید رئیسی، دریادار علیاکبر احمدیان بر صندلی دبیری شورای عالی امنیت ملی نشست و دریابان علی شمخانی پس از ده سال(!) از این جایگاه کنار رفت. جابهجاییای که در آن مقطع، بیش از آنکه صرفاً یک تغییر فردی تلقی شود، حامل یک «امید سیاسی ـ امنیتی» بود؛ احیای شورای عالی امنیت ملی پس از سالها فرسایش، رخوت و ضعف کارکردی. انتظار میرفت احمدیان بتواند شعام را به اتاق فرمان واقعی امنیت ملی بدل کند؛ نهادی که هم مسائل کلان داخلی را هماهنگ کند و هم در بزنگاههای منطقهای و بینالمللی، تصمیمسازی سریع و مؤثر داشته باشد.
🔸اما این امید، خیلی زود رنگ باخت. عملکرد احمدیان نهتنها در حد انتظار نبود، بلکه در مقاطع حساس، بهطرز نگرانکنندهای منفعل جلوه کرد. نمونه شاخص آن، ماجرای «طوفان الاقصی» است؛ رخدادی که نهفقط معادلات منطقه، بلکه آینده امنیتی ایران را نیز تحت تأثیر قرار داد. با این حال، تشکیل جلسه شورای عالی امنیت ملی ـ نهادی که باید در چنین لحظاتی در همان ساعات اولیه وارد عمل شود ـ با فاصلهای چندروزه انجام شد؛ آنهم بنا بر برخی روایتها با تأخیری ۱۰ تا ۱۲ روزه. اگر این روایت درست باشد، باید آن را یکی از پرهزینهترین تأخیرهای تصمیمگیری در تاریخ شعام دانست.
🔹در دوره احمدیان، جبهه مقاومت نیز روزهای سختی را پشت سر گذاشت. تضعیف تدریجی گروههای مقاومت، فقدان ابتکار راهبردی، و انباشت ضربات امنیتی، بدون آنکه پاسخ متناسب و بازدارندهای طراحی شود، تصویری نگرانکننده از مدیریت امنیتی کشور ترسیم کرد. شهادت شهید رئیسی ـ که همچنان فرضیه ترور درباره آن جدی است ـ سپس ترور شهید هنیه، بعد از آن سیدحسن نصرالله و فرماندهان حزبالله، و نهایتاً وقوع جنگ ۱۲روزه، همگی در همین بازه زمانی رخ دادند؛ زنجیرهای از وقایع که بازدارندگی کشور کم کم تضعیف شد و ما را در شرایط فعلی قرار داد.
🔸پس از جنگ ۱۲روزه، بار دیگر جابهجایی در رأس ساختار امنیتی رقم خورد؛ علی لاریجانی جای احمدیان را در شورای عالی امنیت ملی گرفت و احمدیان به دبیری شورای دفاع منتقل شد. منطق این تغییر روشن بود؛ تفکیک حوزه دفاعی ـ نظامی از بوروکراسی سنگین شعام، افزایش چابکی تصمیمگیری، و حفظ محرمانگی عملیاتها از طریق شورایی متشکل از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی.
🔹اما این نسخه هم دیری نپایید. حالا چند ماه گذشته، دریادار احمدیان کنار رفت و دریابان شمخانی بار دیگر، اما اینبار در جایگاه دبیر شورای دفاع، بازگشت. بازگشتی که بیش از آنکه اطمینانبخش باشد، سوالبرانگیز است؛ آنهم در شرایطی که کشور در وضعیت تهدید و شبهجنگی قرار دارد و مدیریت دفاعی نیازمند بیشترین توان جسمی، ذهنی و عملیاتی است!
🔸صادقانه بگویم از این انتصاب خیلی ناراحتم. نه از سر مخالفت شخصی، بلکه از منظر مصلحت ملی. با این حال، واقعیت سیاست در شرایط تهدید، همیشه مجال اعتراض علنی نمیدهد. گاهی چارهای جز سکوت و همراهی نیست؛ پیش رفتن با ساختار موجود، ولو استخوانی در گلو و خاری در چشم، اوجب واجبات است. اما نتوانستم هم سکوت کنم و به این بیتدبیری اعتراض نکنم!
✍
🔴 نه دریادار موفق بود نه دریابان!
🔹خرداد ۱۴۰۲، با حکم شهید رئیسی، دریادار علیاکبر احمدیان بر صندلی دبیری شورای عالی امنیت ملی نشست و دریابان علی شمخانی پس از ده سال(!) از این جایگاه کنار رفت. جابهجاییای که در آن مقطع، بیش از آنکه صرفاً یک تغییر فردی تلقی شود، حامل یک «امید سیاسی ـ امنیتی» بود؛ احیای شورای عالی امنیت ملی پس از سالها فرسایش، رخوت و ضعف کارکردی. انتظار میرفت احمدیان بتواند شعام را به اتاق فرمان واقعی امنیت ملی بدل کند؛ نهادی که هم مسائل کلان داخلی را هماهنگ کند و هم در بزنگاههای منطقهای و بینالمللی، تصمیمسازی سریع و مؤثر داشته باشد.
🔸اما این امید، خیلی زود رنگ باخت. عملکرد احمدیان نهتنها در حد انتظار نبود، بلکه در مقاطع حساس، بهطرز نگرانکنندهای منفعل جلوه کرد. نمونه شاخص آن، ماجرای «طوفان الاقصی» است؛ رخدادی که نهفقط معادلات منطقه، بلکه آینده امنیتی ایران را نیز تحت تأثیر قرار داد. با این حال، تشکیل جلسه شورای عالی امنیت ملی ـ نهادی که باید در چنین لحظاتی در همان ساعات اولیه وارد عمل شود ـ با فاصلهای چندروزه انجام شد؛ آنهم بنا بر برخی روایتها با تأخیری ۱۰ تا ۱۲ روزه. اگر این روایت درست باشد، باید آن را یکی از پرهزینهترین تأخیرهای تصمیمگیری در تاریخ شعام دانست.
🔹در دوره احمدیان، جبهه مقاومت نیز روزهای سختی را پشت سر گذاشت. تضعیف تدریجی گروههای مقاومت، فقدان ابتکار راهبردی، و انباشت ضربات امنیتی، بدون آنکه پاسخ متناسب و بازدارندهای طراحی شود، تصویری نگرانکننده از مدیریت امنیتی کشور ترسیم کرد. شهادت شهید رئیسی ـ که همچنان فرضیه ترور درباره آن جدی است ـ سپس ترور شهید هنیه، بعد از آن سیدحسن نصرالله و فرماندهان حزبالله، و نهایتاً وقوع جنگ ۱۲روزه، همگی در همین بازه زمانی رخ دادند؛ زنجیرهای از وقایع که بازدارندگی کشور کم کم تضعیف شد و ما را در شرایط فعلی قرار داد.
🔸پس از جنگ ۱۲روزه، بار دیگر جابهجایی در رأس ساختار امنیتی رقم خورد؛ علی لاریجانی جای احمدیان را در شورای عالی امنیت ملی گرفت و احمدیان به دبیری شورای دفاع منتقل شد. منطق این تغییر روشن بود؛ تفکیک حوزه دفاعی ـ نظامی از بوروکراسی سنگین شعام، افزایش چابکی تصمیمگیری، و حفظ محرمانگی عملیاتها از طریق شورایی متشکل از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی.
🔹اما این نسخه هم دیری نپایید. حالا چند ماه گذشته، دریادار احمدیان کنار رفت و دریابان شمخانی بار دیگر، اما اینبار در جایگاه دبیر شورای دفاع، بازگشت. بازگشتی که بیش از آنکه اطمینانبخش باشد، سوالبرانگیز است؛ آنهم در شرایطی که کشور در وضعیت تهدید و شبهجنگی قرار دارد و مدیریت دفاعی نیازمند بیشترین توان جسمی، ذهنی و عملیاتی است!
🔸صادقانه بگویم از این انتصاب خیلی ناراحتم. نه از سر مخالفت شخصی، بلکه از منظر مصلحت ملی. با این حال، واقعیت سیاست در شرایط تهدید، همیشه مجال اعتراض علنی نمیدهد. گاهی چارهای جز سکوت و همراهی نیست؛ پیش رفتن با ساختار موجود، ولو استخوانی در گلو و خاری در چشم، اوجب واجبات است. اما نتوانستم هم سکوت کنم و به این بیتدبیری اعتراض نکنم!
✍
- ۸۴
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط