{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو بعد شام

ویو بعد شام

( کوک دست یونها رو گرفت برد سمت ی اتاق )
کوک : میدونی دوسش دارم بهش میچسبی؟
یونها: خب منم دوسش دارم
کوک : حرصم نده
یونها : ( نیشخند )
کوک : ( خوابوند زیر گوشش )

ات : چتونههههههه
کوک : بیا بریم ( دس اتو میکشه )
ات : ...

فلش بک ب آخر شب

یونا : بچه ها بیاین بریممم ( آروم )
همه: باش

ویو ات : رو تاب نشسته بودم بچه ها اونور بودن
ک یهو سرعت تاب رفت بالا

کوک : خوبی ؟
ات : اوهوم
کوک : م.من
ات : تو ؟
کوک : عاشقتم
ات : ولی من ازت متنفرم ( بلن شد رفت )
کوک : ...

فلش بک ب فردا

پدر بزرگ : ات و کوک بیاین اتاق من

از زبون ادمینتون : ات بدونه توجو ب کوک رفت بالا کوک هم آروم رفت بالا

پدر بزرگ : شما باید با همممممممممممم

خ
م
ا
ر
ی

ها ها ها ها ها 🎀
شرط ( لایک ۱ ، فالو ۱ ، کامنت ۱ )
دیدگاه ها (۶)

ازدواج اجباری پارت ۳

ازدواج اجباری پارت ۴

ادامه بدم ؟

ازدواج اجباری پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط