این سخن از نوجوانی مانده است در خاطرم

این سخن از نوجوانی مانده است در خاطرم :
"عشق ِ #پیری گر بجنبد، سر به رسوایی زند"
هیـچ کس خِیـری نمی بینـد در عمر ِ خویشتن
چون بخواهد مُهــر ِ ردّی بر شکیبـایــی زند
دیدگاه ها (۳)

چون دعای #مادرم این بـود: "الهی پیــر شی"پیر شی #مادر! و من ...

تجربه کردم در اینجا من #حدیث ِ عشق راعشق، ما را، تا بلنـدای ...

عشـق ِ پیــری #فلسفـه دارد بــه دنبـال ِ خـودشریشه اش در نوج...

کم کمک وقتی که می رفت #عمر تا پنجاه سالتازه فهمیـدم چه باشـد...

پدرم پیر نشو... روشنیِ خانه بمانسقف بالاسرِ این خانه ی ویران...

به کوری چشم برعندازها در آستانه ی زمستان یادی کنیم از ۲۲بهمن...

رهبر عزیزم، تو برای کشورم به مانند پدری مهربان بودی و هستی. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط