{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بس که من با درد هجرانت مدارا کرده ام

بس که من با درد هجرانت مدارا کرده ام ،
خویش را در حلقه ی عشاق ، رسوا کرده ام

درد را بی گفتگو باید به اهل درد گفت
در غمت با شمع زین رو گفتگوها کرده ام

اشک را گفتم چرا می ریزی ای دیوانه ! گفت
روزن امّیدی از این گوشه پیدا کرده ام

منّت از خوبان کشیدن ، شیوه ی آزادگیست
زین سبب قامت خم از بارِ تمنا کرده ام

با "صفا" گفتم که غوغا می کنی در شعر ، گفت
دیده ام غوغای چشمی را و غوغا کرده ام ...
دیدگاه ها (۶)

.

.

ای که ناز نگهت برده ز کف صبر و قرار !مست خندیدن تو، مردم هر ...

از دور تو را دوست دارم بی هیچ عطری آغوشی نوازشی و یا حتی بوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط