VAMPIRE

VAMPIRE
Part 32
(سه هفته بعد)
ویو ا/ت
بعد از اون شب دیگه حتی هیونجین درست هم خونه هم نمیومد و همش دگیر کار بود
بازم احساس حالت تهوع شدید اومد سراغم و راهی سرویس بهداشتی اتاق شدم اینکه از دوباره باردار شدم یکم استرس داره من نمیتونم هربار از هیونجین حامله میشم بچه رو سقط کنم مگه تقصیر این بچه چیه؟ حالا به هیونجین چی بگم....
ویو هیونجین
امروز کارام زودتر تموم شده بود بخاطر همین دوساعت زودتر رسیدم عمارت و از پله ها رفتم بالا و وقتی به اتاق رسیدم فکر کردم ا/ت خوابه پس آروم درو باز کردم...
بعد از وارد شدنم به داخل تخت خالی بود و کسی روش نبود داشتم اطراف رو آنالیز میکردم که دیدم در سرویس بهداشتی اتاق بازه و چراغش روشنه رفتم نزدیک که دیدم ا/ت داره بالا میاره رفتم نزدیکش و کمکش کردم بلند شه و بعد از آب زدن به صورتش اومد و نشست روی تخت
_حالت خوبه؟ میخوای بریم دکتر؟
×(زد زیر گریه)
هیونجین ا/ت رو گرفت تو بغلش تا شاید یکم آروم بشه اما با هر نوازش دست هیونجین روی سر ا/ت گریه هاش شدید تر میشد و اوج خودشونو میگرفتن
بعد از چند دقیقه که آروم شده بود از بغل هیونجین اومد بیرون و نگاهشو داد به چشمای براقش که میشد ستاره هارو توش دید
_نمیخوای تعریف کنی؟
×من....(سرشو انداخت پایین) م..من حامله ام
_این گریه داره؟
×هیونجین چرا هنوز متوجه ی عمق فاجعه نشدی؟ دارم میگم حامله ام و تو پدر بچه ای و من نمیتونم هربار که تو باهام رابطه برقرار میکنی و بچه دار میشم اون بچه ی بی گناه رو سقط کنی
_یجوری میگی هربار انگار تا الان ده بار حامله شدی مثل اینکه این دومین بار بود
×ولی من نمیتونم مسئولیت این بچه رو گردن بگیرم
_(از جاش بلند شد)تو لازم نیست گردنش بگیری فقط بدنیاش بیار اونموقع براش پرستار میگیرم
×اما...
_همین که گفتم تو که نمیخوای بدون رضایت من وارثمو سقط کنی؟
هیون از اتاق رفت بیرون و ا/ت بازم شروع کرد به گریه کردن چرا؟ اخه چرا باید همچین بلای دردناکی سرش میومد؟ چرا باید از مردی حامله بشه که اصن دوسش نداره؟ چرا باید اونو به عنوان وارث هیونجین بدنیا بیاره؟ هزارتا چرا توی ذهنش بودن که اونو اذیت میکردن....
بلاخره بعد از اینهمه فکر کردن و جواب دادن به سوالات توی ذهنش یه تصمیم گرفت که شاید سرنوشت اون رو تغییر میداد و میتونست برای همیشه از دست هیونجین خلاص بشه و یا شاید با این تصمیم برای همیشه توی چنگ هیونجین گیر بیوفته

ادامه دارد🦇......
دیدگاه ها (۴۲)

CHERRY BLOSSOMPart 16هان کلافه به رز که از شیشه ماشین به بیر...

CHERRY BLOSSOMPart 17اون پسر با همون چشمای خاص، موهای سیاهش ...

CHERRY BLOSSOMPart 15+چی؟ سونگمین رز رو براید بغل کرد و پرتش...

VAMPIREPart 31بخشی از پست قبل👇🏻روی ا/ت خم شد و یکی از سینه ه...

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

فیک مافیای سیاه من part 3

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط